همراه حضرت مخدومى « 1 » مولانا نور الدين عبد الرحمن « 2 » بوديم و آن خلع و لبس را از حضرت ايشان مشاهده نموديم كه به صورت حضرت « 3 » مولانا سعد الدين قدس سره بر - آمدند و اين صورت در هرات واقع شده بوده است بر لب جوى انجيل در منزل سيد قناد در زمان سلطان ابو سعيد ميرزا « 4 »
خدمت خواجكا « 5 » عليهالرحمه مىفرمودند كه در آن تاريخ كه حضرت ايشان هنوز بالتماس ميرزا سلطان ابو سعيد از تاشكند بكوچ بسمرقند نيامده بودند يكى از خدام حضرت ايشان بسمرقند « 6 » مىرفته وى را گفتهاند از آنجا به جهت ما چند قوتى عسل مصفى بياورى « 7 » ، در سمرقند قوتيها تراشيده و پرعسل كرده است و سرهاى آن را سختيان « 8 » گرفته و مهر كرده برداشته و روان شده ، اتفاقا « 9 » در بازار سمرقند به مهمى يكزمان بر در دكان بزازى نشسته است و قوتيها « 10 » پيش خود نهاده ، ناگاه زنى جميله مست كه آشناى آن بزاز بوده آنجا پيدا شده است و بر كنار آن دكان نشسته و به آن بزاز گفتگوى كرده و آن خادم دو سه « 11 » نظر حرام ناشايست بجانب وى انداخته بعد از آن صرفنظر كرده و قوتيها را از پيش او برداشته و به تاشكند آورده ، چون به منازل « 12 » حضرت ايشان رسيده ، آن حضرت بصحرا رفته بودهاند ، آن قوتيها را محفوظ كرده و خواسته كه از عقب رود كه « 13 » ناگاه حضرت ايشان رسيدهاند وى آن قوتيها را پيش « 14 » آورده چون نظر مبارك حضرت « 15 » ايشان بر وى افتاده است در
هامش
( 1 ) - چپ : ( مخدومى ) ندارد
( 2 ) - مى : نسخه بدل چپ : عبد الرحمن جامى بوديم
( 3 ) - مى : ( حضرت ) ندارد
( 4 ) - مج : افتادگى نسخه مج تا اينجا است
( 5 ) - مى ، چپ :
خدمت خواجه كلان عليهالرحمه ، مج : خدمت خواجكا خواجه عليهالرحمه
( 6 ) - مج :
( مىرفته ) ندارد
( 7 ) - مى ، چپ : بياوردى
( 8 ) - مج : بسختيان
( 9 ) - بر : اتفاق در
( 10 ) - مى ؛ چپ : و قوتيها را
( 11 ) - مج : دو نظر حرام بجانب
( 12 ) - بر : به منزل
( 13 ) - مى ، چپ : ( كه ) ندارد
( 14 ) - بر : قوتيها را آورده
( 15 ) - بر : مبارك آن حضرت بر آن افتاده .