مىآيم « 1 » از قبر مبارك وى همه آواز اللّه اللّه مىشنوم « 2 » ، ايشان نبيره باب ارسلان « 3 » بودهاند و فرزند تاج خواجه و سالها در ظل تربيت « 4 » والد شريف خود بودهاند و بعد از وفات والد به اشارت غيبى و ايماء لا ريبى عمرها ملازمت حكيماتا نمودهاند « 5 » و بعد از وفات حكيم « 6 » ، زوجه ايشان را كه عنبرانا « 7 » نام او است بحباله عقد خود درآوردهاند و او دختر براق خان بوده . ايشان را از عنبرانا « 8 » اولاد و احفاد بزرگوار پيدا شده همه عالم و عامل و فاضل و كامل كه هريك در زمان خود مقتداى سالكان و رهنماى « 9 » طالبان بودهاند ، گويند حكيم اتا سياجرده بودهاند روزى عنبرانا را بخاطر گذشته كه چه بودى اگر حكيم سياجرده نبودى ، حكيم را بر خاطر وى اشرافى شده است ، فرمودهاند كه زود باشد كه به سياهترى از من مصاحب شوى ، آن بوده است كه بعد از حكيم ، نصيب زنگىاتا شده است و بعضى گفتهاند زنگىاتا بحسب ظاهر حكيماتا را درنيافته بودند و تربيت حكيماتا ايشان را بحسب معنى و روحانيت بوده نه بحسب ظاهر و صورت ، و قول اول اصح است .
و گويند وقتى كه حكيماتا در ولايت خوارزم وفات يافتند زنگىاتا در تاشكند بودند على الفور به طرف خوارزم روان شدند و هيچ جا مكث نكردند تا رسيدند و شرط زيارت قبر حكيم و پرسش اهل مصيبت بجاى آوردند و بعد از انقضاء مدت عدت عنبرانا ، محرمى را نزد وى فرستادند و خطبه كردند و او اول روى برتافته گفت : من بعد از حكيم به حباله ازدواج « 10 » كسى درنيايم « 11 » به تخصيص اين زنگى سياه ، و درين « 12 »
هامش
( 1 ) - بر : مىآئيم
( 2 ) - بر : مىشنويم ، مج : آواز اللّه مىشنوم
( 3 ) - مى : ارسلانند
( 4 ) - چپ : حمايت و تربيت
( 5 ) - مى ، چپ : نموده
( 6 ) - مى : وفات اتا ، مج : وفات حكيماتا
( 7 ) - مى ، مج ، چپ عنبرانا نام او است و دختر براق خان بوده است ، بحباله عقد خود درآوردهاند .
( 8 ) - در نسخه مى ، چپ : همه جا نام اين بانو عنبرا تا ذكر شده ولى در نسخه بر و مج بطور واضح و خوانا ، عنبرانا با نون است .
( 9 ) - مج : راهنماى
( 10 ) - مى : بحباله نكاح
( 11 ) - مى ( در ) ندارد
( 12 ) - بر : و در روى