و مراتب و مقامات رفيعه بودهاند و ايشان در طفلى منظور نظر كيميا اثر باب ارسلان شدهاند كه از قدماى مشايخ بزرگ و از عظماء ايشان بودهاند « 1 » و گويند باب ارسلان به اشارت مشتمل بر بشارت حضرت رسالت صلوات الله « 2 » و سلامه عليه به تربيت وى شغل گرفتهاند و خواجه را در خدمت و ملازمت ايشان ترقيات كلى واقع شده و تا باب ارسلان در قيد حيات بودهاند ، خواجه بر سبيل دوام به ملازمت ايشان قيام مىنمودهاند و بعد از وفات ايشان هم به اشارت ايشان ببخارا آمدهاند . و سلوك ايشان در خدمت خواجه يوسف تمام گشته و به درجه تكميل و ارشاد رسيدهاند و در رساله بعضى از متاخران « 3 » مشايخ اين خاندان قدس الله « 4 » ارواحهم چنين مذكور است كه « 5 » بعد از وفات خواجه عبد الله برقى و خواجه حسن انداقى چون نوبت خلافت به خواجه احمد يسوى رسيد و به دعوت خلق « 6 » در بخارا مشغول شدند ، بعد از چند گاه كه « 7 » ايشان را بنا بر اشارت غيبى « 8 » بجانب تركستان عزيمت افتاد در وقت « 9 » رفتن همه اصحاب را بمتابعت و ملازمت حضرت خواجه عبد الخالق غجدوانى قدس الله « 10 » تعالى سره وصيت نمودند بعد از آن بجانب يسى توجه فرمودند ، پوشيده نماند كه خواجه احمد يسوى قدس سره ، سرحلقه مشايخ تركاند و اكثر مشايخ ترك را در طريقت ، انتساب بديشانست و در خاندان ايشان بسى بزرگان « 11 » و عزيزان بودهاند كه ذكر مجموع ايشان را علىحده كتابى بايد ، لاجرم بذكر سلسله از اصحاب خواجه كه تا زمان حضرت ايشان « 12 » متصل است « 13 »
هامش
( 1 ) - مى : از جمله ، ( و گويند باب ارسلان به اشارت مشتمل بر بشارت ، تا جمله ، و تا باب ارسلان در قيد حيات بودهاند ) بيش از دو سطر افتاده
( 2 ) - مج : رسالت صلى الله عليه و سلم
( 3 ) - بر : بعضى متاخران
( 4 ) - مى ، مج : قدس الله تعالى ارواحهم
( 5 ) - مج : ( كه ) ندارد
( 6 ) - مج : خلق بخارا
( 7 ) - مج : ( كه ) ندارد
( 8 ) - مى : غيبيه
( 9 ) - مى : همه اصحاب را در وقت رفتن
( 10 ) - مى ، چپ : قدس سره ، مج : قدس الله سره
( 11 ) - مى : عزيزان و بزرگان
( 12 ) - مى : تا زمان ايشان
( 13 ) - بر : متلفيست