تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
كار ايشان به جائى رسيده كه « 1 » كيفيت عظيم غالب مىشده و بسيارى از مهمات ضرورى ايشان در تعويق مىافتاده و كفايت « 2 » معيشت اولاد و ازواج ميسر نمىشده ، روزى حضرت خواجه يوسف ايشان را نصيحت كرده‌اند كه « 3 » عيالمند و درويشيد و مباشرت بعض « 4 » امور ضرورى است و در آن اهمال و امهال شرعا « 5 » و عقلا جائز نيست ، خواجه حسن گفته‌اند حال من بر وجهى است كه مجال هيچ كار ديگر ندارم ، حضرت خواجه را از آن سخن « 6 » غيرت « 7 » شده است و ايشان را عتاب كرده‌اند و درشت گفته « 8 » آن شب حضرت حق سبحانه را « 9 » بخواب ديده كه فرموده يا يوسف انا أعطيناك البصارة و اعطينا الحسن ، البصارة و البصيره ، اى يوسف ما تو را بينائى عقل داديم و حسن را بينائى عقل « 10 » و بينائى دل داديم . خدمت « 11 » خواجه يوسف بعد از آن ايشان را به‌غايت عزيز مىداشتند « 12 » و به هيچ امر از امور دنيوى تكليف نمىكردند ، قبر مبارك ايشان در بخارا بيرون دروازه كلاباد است در مزار شيخ ابو بكر اسحاق كلابادى بر شرقى قبر شيخ رحمهما الله .

خواجه احمد يسوى

: رحمة الله تعالى « 13 » خليفه سيوم بوده‌اند از خلفاى خواجه يوسف همدانى قدس سره « 14 » و تركان ايشان را اتا يسوى گويند و اتا را كه بتركى پدر است بر مشايخ بزرگ اطلاق كنند مولد ايشان يسى است كه شهرى « 15 » است مشهور از بلاد تركستان و قبر مبارك ايشان « 16 » آنجاست . صاحب آيات و كرامات جليله « 17 »
هامش
( 1 ) - مج : ( كه ) ندارد ( 2 ) - مى : كفاف ، چپ ، كفالت ( 3 ) - مج . ( كه ) ندارد ( 4 ) - مى ، چپ ، بعضى ( 5 ) - مى : عقلا و شرعا ( 6 ) - بر : از آن سخن اعراض شده ، غيرت شده است ( 7 ) - چپ : غيرت عظيم شده است ( 8 ) - مج : گفته‌اند ( 9 ) - مى : آن حضرت ، حق سبحانه را ( 10 ) - مج ، چپ : حق را سبحانه ( 11 ) - بر : بينايى عقل و دل داديم ( 12 ) - مج : ( خدمت ) ندارد ( 13 ) - بر : عزيز ( 14 ) - مى : قدس الله تعالى سره ( 15 ) - مج ، عبارت ( كه شهرى است مشهور از بلاد تركستان و قبر مبارك ايشان آنجاست ) ندارد ، مى : كه شهرى است از بلاد تركستان مشهور و قبر ( 16 ) - مى ، چپ : نيز آنجا است ( 17 ) - مج : جليه
رشحات عين الحيات ( فارسي ) — صفحة 17 | على بن حسين واعظ كاشفى