خواص شاگردان جامى « 1 » و از اجله فضلاى عصر در علوم عقلى و نقلى بوده است براى كسب علم و دانش استفاده كرده است و تا سال 889 كه براى اولين بار عازم سفر سمرقند و زيارت خواجه عبيد الله احرار شده در شهر هرات به تكميل معلومات خويش اشتغال داشته است .
5 - خويشاوندى مؤلف با مولانا جامى
: در اينكه مولانا كمال الدين حسين واعظ كاشفى سبزوارى با عبد الرحمن جامى خويشاوندى و قرابت سببى داشته ميان صاحبان تذكره خلاف نيست بلكه اختلاف آنها در نوع اين نسبت و قرابت است ، براى روشن شدن موضوع بدوا نظرات چند تن از صاحبان تذكره و موارد اختلافشان نقل مىكنم و سپس نظر خود را مىنويسيم :
1 - قاضى نور الله شوشترى در مجالس المؤمنين معتقد است كه كمال الواعظين مولانا كاشفى سبزوارى به هرات رفت و مدتى به عذاب صحبت مير على شير مشهور گرفتار گرديد و به دام همدامادى ملا جامى پايبند شد . « 2 »
2 - مرحوم رضا قلى خان هدايت كه در تذكره رياض العارفين ترجمه احوال مختصرى از ملا حسين واعظ و پسرش فخر الدين على نوشته ، به اين خويشاوندى هم در شرح حال پدر و هم در ترجمه احوال پسر تصريح كرده كه : مولانا
هامش
( 1 ) - گذشته از اينكه از جامى در همه جا با احترام زياد نام مىبرد و او را مطلقا : ( حضرت مخدوم ) و ( حضرت مخدومى ) خطاب مىكند ، در چند مورد نيز مولانا عبد الغفور لارى را نيز : ( خدمت مولوى استادى ) عنوان داده است و حال آنكه در سراسر كتاب رشحات چنين عنوانى به هيچيك از مشايخ بزرگ نداده است .
ازاينرو ، مىتوان استنباط كرد كه مؤلف كتاب در نزد آن دو عالم بزرگ ، درس مىخوانده و از محضرشان استفاده مىكرده است - رشحات ص 154 و ص 282 و 358
( 2 ) - مجالس المؤمنين ج 1 ص 114 چاپ تهران .