تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1951

مساهمون:

ص١٩٥١
45 . ناموس رب ، وقابوس الغيوب و من * قاموس علم ، له الإرضاع والفطم 46 . لو صاح يوما على الأفلاك من غضب * ألقت كواكبها ، فرت إلى العدم 47 . ويلتجى أسد الأبراج بالحمل * من قهره بخضوع ، وهو لم يحم 48 . للجوهر الفرد ، ( 1 ) لو قال انقسم عجلا * لكان من أمره ، فورا على قسم 49 . و يا له قدرة ، لو قال للصوردعى * المحل لبانت منه بالقصم 50 . ولا تقل فيه ما قالوا لوالده * الأعلى و قل ما شئت لم تلم 45 . او ناموس و صاحب اسرار پروردگار و مركز رازهاى الهى و اقيانوس علم و دانش است . شير دادن و از شير جدا ساختن از اوست . 46 . اگر روزى از خشم ، صيحه به آسمانها زند ، آسمان ستاره هاى خود را افكنده و به سوى ديار عدم ، رهسپار مىگردد . 47 . اسد بر جها به حمل از خشم آن بزرگوار به شكستگى پناه مىبرد و آن هم نمى تواند او را حمايت نمايد . 48 . به " جوهر فرد " اگر بفرمايد كه قبول تجزيه كن ، با شتاب هر چه سريعتر در امتثال امر آن جناب ( روحى له الفداء ) تجزى پذير مىگردد . 49 . او آن چنان قدرت و توان دارد كه اگر به صورتهاى مواد بگويد كه محل خود را ترك كنيد ، فورا از آن جدا و فاصله مىگيرند . 50 . در حق آن جناب مگو چيزى را كه در حق والد اعلاى آن جناب ( پيامبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ) گفتند ، و بگو هر آن چيزى را كه ملامت نگردى . ( و مراد از كلمهء اعلى ، علو در مرتبه و سلسلهء طبقات و مراتب است ظاهرا و ممكن است كه علو در قدر و منزلت باشد ، اگر چه تصريح در معنى اول است ) در مورد پيامبر بزرگوار اسلام ، ساحر ، كذاب ، شاعر و . . . گفتند ولى مگر گفته‌ها تأثيرى در مجراى حقيقى وجود و هدف او داشت ؟
هامش
1 . جوهر فرد : در اصطلاح روز ، اتم مىباشد تاكنون فرض بر آن بود كه اتم هرگز قابل تجزى و تقسيم پذير نيست ، ولى پيشرفتهاى فيزيكى ثابت نمود كه آن جزء ريز هم ، اجزايى دارد قابل تقسيم و تجزى ، بالأخره اتم شكسته شد .