« ن » نزديكى نگويند تا مسافت نبود .
492 ، ابو سعيد بن الاعرابى
نفس خويش بر نفس فرعون فضل ندهم ، اما دل خويش بر دل وى فضل دهم .
121 ، حمدون گازر
« و » وجوب معرفت را سبب دانم وجود معرفت را نه .
636 ، خواجه عبد اللّه انصارى
ولايت در نظر است ، قيمت در صحبت است ملك در معرفت است .
638 ، خواجه عبد اللّه انصارى
وى را به طلب نياوند اما طالب ياود تاش نياود طلب نكند .
181 ، خواجه عبد اللّه انصارى
« ه » هر چيزى كه ترا ازو مشغول كند بر تو شوم است ، گر همه مادر و پدر توايد .
106 ، با سليمان دارانى
هر درويشى كه آن ترا ضرورت است ترا در آن فضيلت نبود .
459 ، عبد اللّه منازل
هر سخنى كه از ذكر خالى است لغو است ، هر خاموشى كه از فكرت خالى است سهو است و هر نظر كه از عبرت خالى است لهو است .
530 ، ابن سمعون
هركه او خدمت از ياران و برادران خويش دريغ دارد او را ذلى دهند كه هرگز از آن بنرهد .
561 ، ابو عبد اللّه مقرى
هركه او بشناخت ، حوايج او ازو و از خلق بيفتاد .
635 ، سرى سقطى
هركه با دوست جز دوست ديد ، وى دوست نديد .
102 ، يحيى معاذ رازى
هركه به او فاقه رسد و در جامهاى بود افزونى كه از آن به سر شود آن از بخيلى به وى رسيده بود .
569 ، جنيد
هركه به فتنهى ملا مبتلاست داروى او در خلاست و هركه به وسواس در خلا مبتلاست با بلاست كه داروى او در ملاست و هركه از حصار عصمت رهاست در خلا و ملا مبتلاست .
595 ، خواجه عبد اللّه انصارى
هركه به اللّه مشغول از ايمان او ور نوايد رسيد و هركه از اللّه مشغول از نفاق او ور نبايد رسيد .
140 ، عباس بن يوسف الشكلى
هركه پندارد كه رنج نابرده به چيزى رسيد متمنى است و هركه پندارد كه بردهبرده به چيزى رسد متعنى است .
181 ، ابو سعيد خراز
هركه حق تعالى را در جوانى فروگذارد وى را در پيرى فروگذارند و يارى ندهند .
460 ، عبد اللّه حداد رازى
هركه حق را اجابت كرد مملكت وى را اجابت كرد .
420 ، بو عثمان مغربى
هركه درين علم سخن گويد يا اين علم او را بكشد يا ديوانه كند يا حكيم شود . 114 ، با حفص
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 714
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٧١٤