و من طبقة السادسة ايضا 1
ابو الحسين جهضم همدانى 2
.
1 - به مكه بوده مجاور ، سيد بوده بزرگ 3 ، شاگرد كوكبىايد 4 و جعفرى خلدى 5 و بندار ، و بشرى وى را ديده بود 6 . به مكه شيخ حرم بود . شيخ احمد كوفانى هم ديده بود .
2 - شيخ الاسلام گفت كه 7 : من كس شناسم كه به زيارت شيخ بو الحسين 8 جهضم شد به مكه ، حج نكرد كه من به زيارت وى آمدهام . از بزرگى وى حج در آن نياميخت 9 ، و آن نه حج اسلام بود .
3 - شيخ الاسلام گفت كه 10 : زيارت مشايخ و خدمت ايشان برين طايفه فرض است .
4 - شيخ الاسلام 11 گفت كه : عقيل بستى از بست بيامد ، به حج خواست شد ، گفت 12 : به زيارت شيخ ابو العباس قصاب شوم ، ازو شلوارى خواهم 13 كه شلوار نداشت .
چون بر وى شد 14 ، شيخ شلوار انداخت در وى ، گفت 15 : درپوش و باز گرد . نگذاشت كه بنشستى 16 ، بازگردانيد ، در هر منزل شلوارى مىيافت 17 ، نگذاشت كه به حج شدى .
5 - شيخ الاسلام گفت كه 18 : شيخ ابو الحسين 19 جهضم را پسرى رسيد نه به چم 20 . و پدر از وى به رنج مىبود 21 . روزى به ميان مسجد حرام فرا مىشد ، يكى فرا شيخ سيروانى گفت : اى شيخ 22 ، نهبينى اين پسر شيخ بوالحسينايد 23 ، آنكه ازين