هركه به فتنهى ملا مبتلاست ، داروى وى 24 در خلاست ، و هركه به وسواس در خلا 25 مبتلاست با بلاست كه داروى او در ملاست 26 ، و هركه از حصار عصمت رهاست ، در خلا و ملا مبتلاست .
بو بكر قوهى 27
.
1 - بزرگ بوده 28 ، اديب از نشابور 29 ، و بو بكر فورك ، امام بود 30 متكلم اشعرى . مات فى طريق بست ، سنه ست و اربعمائة .
شيخ ابو الخير حبشى گفته 31 :
2 - الحر من يوجب على نفسه 32 خدمة الاحرار 33 و الفتى من لا يرى لنفسه على احد 34 منة و لا يرى لنفسه استغناء عن احد 35 .
3 - وى گفته كه : بر تجارات 36 احرار است . و تواضع سود ايشان ، در سنه ثلث و ثمانين 37 و ثلاثمائة برفته از دنيا ، رحمه اللّه 38 .
4 - شيخ 39 الاسلام گفت : خيرچهى بود ، غلام بوده ، به كازيارگاه در گو 40 ( 39 ) .
خواجه وى نالان و شكوان بودى ، از وى چيزها مىديد 41 و كرامات عظيم ، وى را آزاد كرد . وى به كازيارگاه آمد ، آنجا 42 مىبود به آن دون خانچهاى كرد و مقام كرد .
5 - شيخ الاسلام گفت كه : من پسر خواجهى وى 43 ديدهام و مرا از وى حكايت كرده ، وى گفت 44 : وقتى سيل آمده بود و وى بر سر تل سنگ 45 شده بود و مىگفت :
خداوندا ، هركه را سيم بايد سيم ده ، و هرك را زر 46 بايد زر ده و هركه غلام 47 و زمين خواهد ، و چيزى مىخواهد مىده 48 ، خيرچه را خود تو بس 49 .
6 - شيخ الاسلام گفت برين جاى كه : آن گراى ، از 50 غيرت يعنى غبن ، بنگر كه خود اى گويد 51 ؛ و چه غبن است در اختيار كه ار كسى فراز آيد همچنين نايد 52 وى . بلال حبشى فراز آمد ، و بوجهل و عتبه و شيبه و آن سادات مكه