( 66 ) - د : چنان بود .
( 67 ) - الف : اگر نبيند . ب : كه را نبيند .
( 68 ) - ج : درين حجره كه ازين سخنان . د :
كه از من سخنان .
( 69 ) - ب : به بخارا مى كس آيد . د : كه تو از هرات به بخارا آمدى به طلب اين كار .
( 70 ) - د : ندارد . در حاشيه نسخه د ، اضافات زير آمده است : شيخ الاسلام گفت كه ابو ليث فوشنجى در راه مىرفت كه يكى از پس وى درآمد و طپانچهاى بر گردن او زد . وى هيچ نگفت و برفت . چون وى فراتر شد يكى او را گفت اين چه بود كه كردى كه ابو ليث فوشنجى بود ؟ او رنجه شد بر پى او رفت و گفت : ايها الشيخ خطا كردم ، ندانستم . گفت از آنجا خطا نيايد تو رنجه مشو . پس از آن برنا توبه كرد و خدمت وى مىكرد تا به مرگ .
شيخ الاسلام گفت يكى ازين جوانمردان را يكى زخم در گردن زد . وى گفت :
آنكه تو مىزنى سى سالست تا من او را بكشتهام يعنى كام دروشا . . .
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
ص٥٢٨