5 - شيخ بو بكر 52 رازى گويد كه عثمان آدمى گفته 53 : ان اللّه تعالى حجب ثلاثة بثلاثة : حجب مكره بحلمه ، و حجب خداعه بلطفه و حجب عقوبته بكرامته .
شيخ الاسلام گفت كه :
شيخ بو بكر پاليزوان 54
.
1 - از بخارا بوده سيد 55 . جنيد را ديده بود 56 و عمر وى دراز بكشيده بود 57 .
2 - شيخ عمو فرا من 58 گفت كه : در سنه سبعين به بخارا شدم به زيارت شيخ بو بكر پاليزوان 59 . وى را طلب كردم . خانهاى بود يك درى ، در آن جاى بود . در وى رفتم . سلام كردم ، وى مرا بنشاند 60 و سفره فروستد ، نان بود و جوز و نمك 61 ، پيش من نهاد . و من گرسنه بودم ، دست فراز كردم 62 و مىخوردم . در ميان خوردن در وى نگاه كردم ، وى 63 مىگريست . من دست باز كشيدم . مرا گفت بخور ، كه من از شادى مىگريم ، كه شيخ بوالقاسم جنيد مرا گفت كه 64 ، زودزود بود 65 كه اين سخنان چنان شود 66 كه در كوئى دو حجره بود ، در يكى ازين سخنان بود و در آن ديگر نبود . آن كس كه در آن سراى بود ، كرا نبيند 67 كه از آن حجره بيرون آيد ، درين حجره آيد كه ازين سخنان 68 شنود ، كه تا از هرات به بخارا كس مىآيد به طلب اين كار 69 . هنوز كارگاه 70 .
اختلاف نسخهها
( 1 ) - ج ، د : و من الطبقة .
( 2 ) - د : ابو القاسم نصرآبادى .
( 3 ) - د : ندارد .
( 4 ) - د : اهل اشارات .
( 5 ) - الف : و نشان تصوف .
( 6 ) - د : + و نيسابورى الاصل .
( 7 ) - د : « به نشابور شيخ خراسان در وقت خويش » ندارد .
( 8 ) - الف : به نيشابور . ب : و مولد وى . د :
به نيسابور .
( 9 ) - ب : بوده آراسته به انواع . د : و عالم به انواع علوم .
( 10 ) - الف : بود . ب : آيد .
( 11 ) - الف : صحبت كرده با شبلى . ب :
واسطى را ديده . د : واسطى ديده و صحبت داشته با ابو على .