تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
كه به ايشان سخن مىگوئى 47 . به حال و 48 به قدر و طاقت ايشان با ايشان سخن گوى 49 و خطاب بر آن موضع بنه كه ايشان را بر آن مىيابى . فهذا ابلغ لك و لهم ، و قل لهم فى انفسهم قولا بليغا « 1 » . 13 - شيخ الاسلام گفت كه : جنيد دانست كه او نه به طاقت خلق سخن گويد 50 ، وى را به رفق و رحمت فرمود . 14 - شيخ الاسلام گفت كه 51 : واسطى گويد : او كه گويد : كه نزديكم ، او دور است و او كه دور است در هستى او نيست است ، تصوف اين است 52 . 15 - و هم وى گفته 53 : ليس علم التوحيد الا بلسان التوحيد . 16 - و قال : اربعة اشياء لا يليق 54 بالمعرفة : الزهد و الصبر و التوكل و الرضا ، لان كل 55 ذلك من صفة الاشباح 56 . 17 - و قال : حيوة القلب باللّه بل بقاء القلوب مع اللّه ، بل الغيبة عن اللّه باللّه . 18 - شيخ الاسلام گفت : همه ائمه‌ى 57 اين كوى مىگويند كه : معرفت وراى علم است 58 و واسطى مىگويد كه : علم وراى معرفت است ، يعنى علم حقيقت . 19 - شيخ الاسلام گفت : اما اين علم كه وى مىگويد پس 59 معرفت است ، نه اين علم ظاهريد 60 كه معلوم خلق است ، نه علم 61 استدلال . علم استدلالى 62 آن است كه تو او مىبايد جست . آن ديگر علم آن است كه نه محيط شند 63 به قدر دوست كه گم شند ( 63 ) در پوست . و من طبقة الثالثة ايضا 64

بو بكر زقاق مصرى مهين 65

. 1 - نام وى 66 احمد بن نصر است از مشايخ مصر 67 استاد بو بكر زقاق كهين‌ايد 68 . چون زقاق مهين از دنيا برفت ، شيخ بو بكر 69 كتانى گفت : انقطع حجة الفقراء
هامش
( 1 ) قرآن ، نساء / 63 .