بو جعفر 1
حداد ، دواند :
1 - يكى بو جعفر حداد 2 بغدادى كبير ، استاد بو جعفر حداد صغيرايد 3 . از اقران جنيد بود 4 و رويم . و بو جعفر بن بكير بن حداد الصغير ، مصرى است از اصحاب بو جعفر حداد كبير است 5 ، و به ابن عطا نشسته و شاگردى كرده ، و بو تراب 6 نخشبى ديده و به او صحبت داشته 7 .
2 - شيخ الاسلام گفت كه : بو جعفر حداد به مصر بوده ، وى هفده سال آهنگرى مىكرد ، هر روز به دينارى و ده درم ، و از آن چيزى خود را به كار نكردى و همه بر درويشان 8 نفقه كردى ، و شبانگاه به در سراى جنيد شدى ، نان پارهاى چند بستدى و بخوردى و با مسجد 9 شدى و بخفتى ، و از هيچ پير سؤال نكردى و نپرسيدى ، مىنگرستى و نظاره مىكردى تا خود چه رفتى 10 .
3 - بو جعفر حداد گفت 11 : اذا رايت ضر الفقير فى ثوبه فلا ترج فلاحه 12 .
4 - شيخ الاسلام گفت كه 13 :
وقتى بو جعفر حداد در باديه بود بر سر چاه 14 ، در آب مىنگريست ، بو تراب فرا رسيد 15 - شيخ الاسلام گفت : اين نه بو تراب نخشبىايد 16 ، كه اين ديگرست - گفت : با جعفر ايدر چه مىكنى 17 ؟ گفت : شانزده روز است تا آب نيافتهام ، اكنون به آب رسيدم ، نشستهام ميان يقين و علم 18 ، تا كدام غلبه كند ، برآن بروم . بو تراب گفت : با جعفر ، ترا از اين شأنى بود عظيم و برفت 19 .
5 - شيخ الاسلام گفت 20 كه : يقين آن بود كه اكنون نه تشنهام 21 و به آب