و البلايا بالاوقار .
8 - و هم وى گفته : محبتك لنفسك هى التى تهلكها 23 .
9 - از وى پرسيدند كه : مريد كهايد 24 و صفت وى چيست ؟ اين آيت برخواند :
ضاقت عليهم الارض بما رحبت « 1 » 25 .
و من الطبقة 26 الثالثة ايضا
ابو الحسن الصبيحى 27
.
1 - و گفتند كه نام وى ابو الحسين بن عبد اللّه بن بكر است 28 ، و كنيت او ابو عبد اللّه و گفتند كه كنيت او ابو عبيد بود 29 و نام وى احمد بن محمد ، به شوش در گورست و خلاف در آميختهاند 30 ، اما درستتر كه در طبقات است : نام وى حسين بن عبد اللّه ، كنيت بو عبد اللّه ، از اهل بصره بوده . سى سال در سرب بوده 31 در سراى خود بيرون نيامد . گفتهاند كه طعام نمىخوردى ، تعبد كردى و اجتهاد 32 . اهل بصره وى را بيرون كردند ، به شوش رفت و آنجا برفت . گور وى 33 آنجاست . و وى عالم بود به علوم اين قوم ، وى را تصنيف است 34 درين باب و صاحب لسان و ورع 35 .
2 - شيخ الاسلام گفت كه : وى روزى آدينه بر در مسجد بصره ايستاده بود 36 ، شاگرد خود را گفت : اين خلق را بينى ، اين همه 37 آگين بهشتاند . اين كارك 38 ما را افتاده ، و مسجد بصره آن وقت 39 چنان بود از انبوهى كه خلق سجود نمىتوانستند - كرد 40 بر زمين ، روى بر پشت يكديگر مىنهادند 41 .
3 - و گفت كه الحسين صبيحى گويد كه 42 : آرزومند مست 43 بايد ، كه شراب دهند هشيار گردد .
4 - وى گفته 44 : الغريب هو البعيد عن وطنه و هو مقيم فيه .
5 - و هم وى گفته : الغريب الذى 45 لا جنس له .
6 - و هم وى گفته : الغريب الذى من صحب الاجناس 46 .
هامش
( 1 ) قرآن ، توبه / 118 .