تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
شيخ الاسلام گفت كه :

بوالحسن سيوطى 47

. 1 - ازين طايفه بود . 2 - شيخ بو على رودبارى گويد كه : هارون گفت ، صاحب سهل ، كه : با شيخ بوالحسن 48 سيوطى بوديم در باديه ، چون گرسنه شديم و حى و حله نشناختيم 49 و راه ندانستيم ، بوالحسن بانگ گرگ كرديد ، تا جايى كه سگ بوديد 50 ، آواز دادى . وى به آن آواز سوى آن حله شديد - دانستيد 51 كه آنجا مردم است وحى است - ياران را چيزى آورديد ار طعام خواستيد 52 . 3 - شيخ بو على رودبارى گويد كه : كس نبود در حال عطف ور ياران 53 خود چون بوالحسن سيوطى 54 . 4 - شيخ الاسلام گفت كه : بايد كه خدمت ياران خود بر خود واجب دانى و در خدمت مقصود بينى نه مخدوم . 5 - وقتى يكى پيش شيخ سيروانى گفت فرا يكى كه : اين كار مرا بكن 55 نه به حكم و امر كه به فضل . شيخ سيروانى سه بانگ 56 بر وى زد ، گفت : نه فقير است كه خدمت يار خود بر خود واجب نداند 57 .

ابن شعره 58

. 1 - كنيت او ابو الحسن 59 است ، نام عمرو بن عثمان 60 بن الحكم بن شعره . از مشايخ صوفيان است . بو سعد مالينى در اربعين خود بياورده و در تاريخ بياورده‌اند 61 . از مشايخ مصر بوده 62 . گويند كه : از گور وى آواز قرآن خواندن مىشنودند ، هركه به زيارت شدى 63 . 2 - شيخ الاسلام گفت كه 64 : ابن شعره در جامع مصر شد ، بو حامد زنگى را ديد 65 كه نماز مىكرد . گفت : بو حامد ، ازبس جاى بزرگ ايدر فرود آمدى ؟ ! گفت : به شفاعت عاصيان فرود آمدم . 3 - شيخ الاسلام گفت كه : ابن باكو گفت 66 كه : بو عبد اللّه رودبارى گفت كه : از
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 405 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )