19 - اما در حكم اللّه تعالى نه تبديل رواست و نه اضطراب و نه اختلاف ، حكم وى بر عزت است ، و رهى 90 از آن عاجز ؛ و علم حقيقت بر رحمت وى است و رهى بر آن مطلع كرد كه رهى ضعيف و عاجز بود 91 . پس علم حقيقت واسطه است 92 ميان حكم و ميان شريعت .
20 - و علم دلها را 93 حق اسباب است تنها را ، و خلق به هرچه جزاز حق در حجاب است از حق 94 . و خلق مشغول كرده است : يكى در كردار و يكى در احوال و يكى در همت ؛ و حق وراى اين همه است .
و حق آنگاه دل را متحقق گردد 95 كه هرچه جز ز حق ناديد گردد 96 ، پس حق ديدهور گردد 97 . پس اشارت ، مسافت درست كردن است ، و از دورى سخن گفتن است .
و اعمال ، پاداش راست ، و احوال نزديكى راست ، و همت رسيدن و پيوستگى راست .
21 - و 98 ميان رهى و خداوند سبب نيست مگر عنايت ، و نه وقت مگر ازل ، و نه نشان مگر حكم . ديگر همه علم است و تلبيس ، و حق الحقيقة هو ، و حق حقيقت وى است جل و عز 99 .
22 - و اولو العلم : علم اليقين . قال الذين اوتوا العلم « 1 » : علم الاخلاص 100 . ان الذين اوتوا العلم من قبله « 2 » : علم الحكمة 101 . من قبله علم الحقيقة ، و علمناه من لدنا علما « 3 » : علم السر .
23 - يكى را علم دادهاند خبرى ، تا گوش شنود ، و ديگر را علم دادهاند 102 الهامى ، تا دلها شنود ، و ديگرى را علم دادهاند سرى 103 ، تا جانها شنود .
24 - علم سهايد 104 : يكى را علم داده در صدر ، تا زبان گويد 105 كه : يكى .
يكى را علم دادهاند در دل ، تا بيان گويد كه : يكى 106 . يكى را علم دادهاند 107 در جان تا وقت گويد كه : يكى .
25 - گويندگان حق ترجمانان غيباند 108 به چهار زبان :
هامش
( 1 ) قرآن ، نحل / 27 ، قصص / 78 ، روم / 56 .
( 2 ) قرآن ، اسراء / 107 .
( 3 ) قرآن ، كهف / 65 .