تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
هر نزديكى كه در جهان ، تو نزديك‌ترى از آن 25 . با جوينده 26 ى خودى ، و از وى نيستى نهان . * * * 7 - هرگز پيش منزل و پس 27 راه كه ديد ؟ هرگز پيش يافت و پس جستن كه شنيد ؟ هرگز پيش از دوستى 28 به دوست كه رسيد ؟ آرى ، آن كس كه مولى وى را با خود سروكار گزيد . * * * 8 - آنكه گفت كه : ترا يافتم ، وى از خودپرست 29 نه به غايب حاضر جويند 30 ، و نه به نيست هست . هركه ترا يافت ، ترا ديد ، و هركه ترا ديد از چشم خود بيفتيد . كه من مرا حجابم ، از خود در عذابم بيهوده مىشتابم 31 ، به نيست من چه يابم ؟ * * * 9 - الهى ، ترا به چه چيز جويم ، كه توئى و بس ، نه در پيش من چيز ، و نه وراى تو كس 32 . * * * آنچه من مىجويم 33 ، از من فرومايه‌تر است ، از هنگام 34 و نشان يافت تو بيشتر است . * * * كه گيتى در ملكوت تو كم از يك موى ، پس با پيدائى تو جستن 35 را چه روى ؟ * * * 10 - جوينده‌ى تو به خويشتن همداستان است 36 ،