شيخ الاسلام گفت كه :
1 - بو اسحاق 1 ترازوگر گفته كه : سهل محمد 2 سهل گفته در مناجات خويش :
الهى ، ارت 3 بشناسم حيران كنى ، وارت نشناسم ، ام ويران كنى 4 ، و ار قصد تو كنم 5 ، بر من تاوان كنى ، و ار ، بازگردم ، ام بىقرار كنى 6 ، درماندم در تو ، هيچ ندانم كه چون كنى 7 !
2 - بو بكر كتانى گويد كه حمزهى 8 بغدادى گويد كه :
اللّه تعالى مىگويد : و اعرض عن الجاهلين « 1 » ، و نفس جاهلتر جاهلان 9 است ، سزاتر آن است كه 10 از وى اعراض كنى .
3 - بو حمزهى بغدادى جان مىكند 11 ، شاگردان شهادت بر وى عرضه كردند 12 .
گفت : شناختهام 13 .
4 - وقتى بو حمزه 14 در بغداد از قرب اللّه چيزى مىانديشيد ، از خود غايب گشت ، همچنان فرا رفتن ايستاد 15 . چون با خويشتن آمد ، خود را در باديه ديد در زير ميل 16 .
5 - شيخ الاسلام گفت كه : اين مه است از آن 17 شيخ على سقا ، كه در باديه از قرب اللّه چيزى مىانديشيد ، از خود غايب گشت . چون با خود آمد ، سيزده روز
هامش
( 1 ) - قرآن ، اعراف / 199 .