تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
عارف در مقام بداشته و به روز و زمان افتاده 20 . اين جوانمرد ، ار سخن گويد مسرف گردد 21 ، و ار ، خاموش ايستد مشرك گردد 22 ، و ار ، شاد بود مدعى بود ، و اگر بگريد منافق گردد 23 ، و ار ، بنازد در تفرقت افتد 24 و ار شادى برد از خود نشان دهد 25 ، وار ، ازو گويد 26 به فردانيت در اشارت مشترك گردد 27 ، و ار ، به صفوت سخن گويد ، به ابطال آب و گل معطل گردد 28 ، و ار ، نشان 29 و واسطه رد كند ، ملحد و جاحد گردد 30 ، و ار ، در واسطه بندد ، اصل را منكر گردد ، و ار ، واسطه رد كند ، زنديق گردد ، و ار ، آواز دهد مدعى گردد 31 ، و ار ، خاموش ايستد ناسى گردد 32 ، و ار ، بگريد منافق گردد 33 ، و ار ، بخندد و از خود 34 نشان دهد ، متفرق گردد ، و اگر گام باز پس نهد 35 ، محجوب گردد ، و اگر 36 گام فرا پيش نهد ، در حيرت غرق گردد ، پس عافيت او در آن است كه : نبود 37 ، و از آن است كه نمىبود . ار دعا كند ، گويند : دعوى است ، و ار خاموش نشيند ، گويند كه 38 : غفلت است . چون كند 39 كه گويند حقيقت است ؟

اختلاف نسخه‌ها

( 1 ) - ب : فى كلامه . ( 2 ) - الف : ار الهى كسى . ( 3 ) - ب : بازگير كه اندر خور گفت . د : كه ايدر جز گفت . ( 4 ) - الف ، ب : مىنمايد . ( 5 ) - آه ما .