تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
در راه جتىگرى مكن 122 . 26 - شيخ الاسلام گفت 123 در مناجات : الهى ، اين چيست كه دوستان خود را كردى ؟ هركه ايشان را جست ترا يافت ، و تا ترا نديد ايشان را نشناخت ! و من المتقدمين شيخ الاسلام گفت كه 124 :

عبد اللّه مهدى باوردى ،

1 - سيد بوده از اين قوم . استاد با حفص حدادايد 125 ، با حفص به باورد شد نزديك 126 وى . وى را شاگردى مىكرد و عبد اللّه مهدى آهنگر بود و سبب توبت 127 و دست از كار بازداشتن وى آن 128 بود كه : آهنگرى مىكرد ، وقتى آهن در آتش نهاده بود نابينائى بر در دكان وى بگدشت مىخواند 129 :
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ
. الآية « 1 » . عبد اللّه آن بشنيد ، آن 130 آهن كه در دست داشت از دست وى بيفتاد . بىخويشتن دست برد در آهن تافته و برداشت 131 . شاگرد او آن بديد . بيفتاد و بىهوش گشت 132 . وى گفت شاگرد را : چه شدى ؟ بنگريست آهن 133 در دست خود ديد گفت : چون رستم ! برخاست و برفت و دكان بگذاشت 134 .

اختلاف نسخه‌ها

( 1 ) - ج ، د : الطبقة . ( 2 ) - الف : با حفص حداد نشابورى الزاهد . ب : با حفص حداد النيسابورى الزاهد . ج : + قدس اللّه سره . د : ابو حفص الحداد النيشابورى الزاهد رحمه اللّه . ( 3 ) - ج ، د : + كه . ( 4 ) - د : عمر بن سلمه است و گفتند عمر . ( 5 ) - ج ، د : ندارد . ب : درست‌ترست . ( 6 ) - ج : و از نيسابور بوده است . د : و از نيشابور بوده است . ( 7 ) - ب : از ديه كوجه‌آباد . د : از ده . سلمى : كوردآباد .
هامش
( 1 ) قرآن ، فرقان / 26 .