در راه جتىگرى مكن 122 .
26 - شيخ الاسلام گفت 123 در مناجات :
الهى ، اين چيست كه دوستان خود را كردى ؟
هركه ايشان را جست ترا يافت ، و تا ترا نديد ايشان را نشناخت !
و من المتقدمين شيخ الاسلام گفت كه 124 :
عبد اللّه مهدى باوردى ،
1 - سيد بوده از اين قوم . استاد با حفص حدادايد 125 ، با حفص به باورد شد نزديك 126 وى . وى را شاگردى مىكرد و عبد اللّه مهدى آهنگر بود و سبب توبت 127 و دست از كار بازداشتن وى آن 128 بود كه : آهنگرى مىكرد ، وقتى آهن در آتش نهاده بود نابينائى بر در دكان وى بگدشت مىخواند 129 :
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمنِ
. الآية « 1 » . عبد اللّه آن بشنيد ، آن 130 آهن كه در دست داشت از دست وى بيفتاد . بىخويشتن دست برد در آهن تافته و برداشت 131 . شاگرد او آن بديد .
بيفتاد و بىهوش گشت 132 .
وى گفت شاگرد را : چه شدى ؟ بنگريست آهن 133 در دست خود ديد گفت :
چون رستم ! برخاست و برفت و دكان بگذاشت 134 .
اختلاف نسخهها
( 1 ) - ج ، د : الطبقة .
( 2 ) - الف : با حفص حداد نشابورى الزاهد .
ب : با حفص حداد النيسابورى الزاهد .
ج : + قدس اللّه سره .
د : ابو حفص الحداد النيشابورى الزاهد رحمه اللّه .
( 3 ) - ج ، د : + كه .
( 4 ) - د : عمر بن سلمه است و گفتند عمر .
( 5 ) - ج ، د : ندارد . ب : درستترست .
( 6 ) - ج : و از نيسابور بوده است . د : و از نيشابور بوده است .
( 7 ) - ب : از ديه كوجهآباد . د : از ده . سلمى :
كوردآباد .
هامش
( 1 ) قرآن ، فرقان / 26 .