تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
13 - هر روز ناكس ترم ، و از مراد واپس‌ترم 57 . نه يارم گفت كه : ترا شايم ، نه دلم بار دهد كه : با دشمن به يك‌زبان برايم . * * * ترسم كه روزگار خود در سر آواز 58 طبل تهى كردم ، و آب بندگى ، پيش روز 59 آزادى ببردم . * * * نه كس را از علت من نشانى ، و نه اين درد مرا 60 به دست كسى درمانى ! و نه جواب صواب ، و نه عتاب 61 جواب ! * * * 14 - الهى ، هرچه مىسگالم ، مىجدايد 62 ، و هرچه بپندارم 63 ، مىبدايد 64 . مگر اين روز بد را شدايد 65 و مناغد از من خودايد 66 . * * * 15 - الهى ، حطيئه 67 بر شعر مىگريست 68 و سفيان 69 عيينه بر حديث ! و من بر آنچه جان 70 و زبان من مىباريدى ! پيوسته حثيث . اكنون بارى ، مرا بار گران است و زاد خبيث . مگر 71 تو فريادرسى ، اى بر مغيث . * * *
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 58 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )