اين چنين ، با دشمنان كنند ؟
* * * 11 - پنهان از خود در تو مىزارم 42 ،
حجاب مىبينم و كشف مىپندارم .
* * * و به حكايت بىخبران مىآسايم 43
و بر نيم نسيم 44 ، باد شادى مىپيمايم .
و خبر خود از دلها مىجويم ،
و عيب خود در گام خود ،
در راه مىپويم .
و به پنداره 45 وادى باز مىگذارم 46 ،
و محاباهاى 47 تو بر روى جنايتهاى خود مىنگارم .
و تا كى بردارد اين فرهيب 48 مىنگرم
اكنون بارى ،
از هرچه مىپندارم دگرم ،
و در 49 هر نفسى 50 كه برزنم ، بترم .
نه دريغم به هرچه بينم ، و نه طاقت دارم كه بىتو بنشينم 51 .
گوئى كه بر سنگ تخم مىپرگنم 52 ،
يا ، كمند 53 در كوه مىافگنم .
* * * 12 - انشدنا 54 لابى على الرودبارى :
ما لي ارانى كانى قد زرعت حصا * فى الارض جدب 55 و وجه الارض صفوان
اما لزرعى ابان فاحصده * كما يكون لزرع الناس ابان 56
* * *