تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
14 - شيخ الاسلام گفت ، قدس اللّه روحه كه : اول اين كار بس خوش است و با لذت و راحت ، و زندگانى همه روح است و شادى ، تا مرد پاى در دام آيد 72 . هركه درين كار آيد ، آخر اين كار 73 بازو نمايند و مقامات چنين است : يكى نشيب و يكى فراز 74 . 15 - و بو بكر 75 كتانى گويد كه : مقامات يكى نور است و يكى ظلمت ، يعنى : يكى روح و آسايش و زندگانى ، و يكى ناكامى و رنج ؛ يكى تجلى و يكى استتار ، يكى جمع و يكى تفرقت 76 . آن كس كه اول درآيد ، آخر آن 77 بازو 78 نمايند . پيش آن نبيند 79 و همه نيكوىها و افرازها 80 و زندگانى و شادىها بيند ، و آن نشيب‌ها و ناكامىها و تفرقه‌ها و پوشش‌ها 81 ، آن‌همه كه مىكشد از بلاها و رنج‌ها به آن 82 مىكشد كه پيش از آن نديده 83 باشد و آن نشيب بنه‌بيند 84 . چون برگذرد 85 از آن تاسا شود و آنكه در پيش برسيده 86 است ازو ، تا مدت تمام شود ، پس پوشيده آشكارا شود و اين پنهان همه با حق گزارده 87 شود ، پس برگذرانند . و چون نيك ماند آخر اين كار به اول 88 اين كار فاشود و واشود 89 ، و زان شود 90 كه اول بوده . و راه به حق 91 حلقه است ، ازو 92 درآيد باز بازو گردد . 16 - و گفت : اول 93 اين كار به بهار ماند و به شكوفه ، كه مرد درو خوش بود و تازه و بروح 94 ، اما دير بنه‌پايد 95 . چون بر گذرد كار مه باشد ، اما در آن صدمت عزت بود 96 و كاستن حظوظ ، كه در فنا باز شود تا آن‌گاه كه زندگانى شود 97 . و مرد همواره به اول كار خود مىگردد 98 و به آن مىاندمد 99 و آن خوشىها بازمىخواهد كه وى را آسايش در آن بود . و نهايت را 100 قيمت مه باشد ، لكن بار بيشتر بود ، چنان كه 101 در حيرت و وله باز شود ، كه كار از طاقت تمييز 102 برگذرد ، و از قدر سزا بيش‌ايد 103 ؛ مرد درماند ، همواره دست به اول كار مىزند و در دست نيايد . 17 - ابو بكر صديق ، رضى اللّه عنه ، گفت ، بهينه‌ى همه خلق پس پيغامبران ، صلوات اللّه عليهم اجمعين 104 : طوبى لمن مات فى النانات 105 . يعنى : چون 106 نيكو و
طبقات الصوفية ( فارسي ) — صفحة 49 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )