تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1327

مساهمون:

ص١٣٢٧
آيا ممكن بود مثلا قطيعه بخش‌هاى منصور ( 1 ) را كه به منظور در خدمت گرفتن افراد مؤثر يا لااقل يا به عنوان حق سكوت برخى از آنان ، بخشيده بود ، بدان صورت كه منابع درآمدهاى سرشار را در انحصار عده اى معدود و مخصوص قرار داده بود ، ناديده گيرد ؟ ! اگر امام رضا ( عليه السلام ) بخواهد اقداماتى اساسى در زمينهء اصلاحات اجتماعى بنمايد و طبق وظيفهء امامت خود ريشه‌هاى فساد را كه خوب مى شناخت از بيخ و بن براندازد بايد ديد با چه مسائلى روبرو مىشود ؟ اساسا آيا خود مأمون و خاندانش و كسانى كه او به كارها گمارده بود ، با همهء منافع سرشارى كه ا ز اموال عامه داشتند ، مى بايست بر سر پست‌هاى خود باقى بمانند و به سوء استفاده ادامه دهند ! منتها در زير سايهء حكومت امام ! آن هم امام بر حق ، امامى كه خواستاران عدل اسلامى آرزوى بسط يد و اعمال قدرت و حاكميت آنان را داشتند ! آيا از جمله قدمهاى اوليه در اين مورد ، اين نبود كه از غاصبان اموال عمومى و كسانى كه منابع ثروت را در انحصار خود قرار داده بودند ، خلع يد به عمل آيد و دستهاى آنان از دخالت در امور عامه قطع گردد ؟ البته چرا . و آيا كنار گذاشتن صاحبان مشاغل مهم كه با بند و بست‌ها و در سايهء نظام خودكامگى خويشاوندى ، آن پست ها را به دست آورده بودند . در صدر يك برنامه اصلاحى قرار نداشت ؟ باز هم چرا . اما از آن حضرت قطع كردن حقوقهاى بى حسابى كه بدون انجام كمترين كار مفيدى به دست كثيرى از شاغلين امور عامه مى رسيد ، با تأمل در آثار و نتايج جلوگيرى از منافع نامشروع و اشرافىگرىها در لباس‌هاى حق به جانب و اغفالگرانه بنام اسلام ، و بى
هامش
1 . مراد از قطيعه يا إقطاع عبارت از اين است كه اراضى و اموال متعلق به عموم را كه تمامى مردم يك سرزمين در آنها حقوق مساوى دارند به اشخاص خاص و نور چشمىهاى مورد نظر واگذار شود و منافع سرشار عمومى در انحصار طبقه اى ممتاز و سرشناس قرار گيرد و ديگران از آن ، محروم و بى بهره بمانند . از جمله در زمان منصور به عنوان دستمزد همكاريها و يا احيانا حق السكوت در برابر اقدامات غير عادلانه به بعضى از عمال و كارداران ، اراضى وسيعى واگذار مى شد تا وضع روبه راهى داشته باشند و طغيان و عصيانى عليه اقدامات جارى رخ ندهد .