تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1325

مساهمون:

ص١٣٢٥
حدثنى جبرئيل : قال : سمعت رب العزة سبحانه و تعالى يقول : " كلمة لا إله الا الله حصنى ، فمن قالها دخل حصنى ، و من دخل حصنى امن من عذابى " . صدق الله سبحانه وصدق جبرئيل وصدق رسوله والأئمه ( ع ) " . آرى امام رضا ( عليه السلام ) در شهر نيشابور در پاسخ تقاضاى مردم و خواهش بزرگان و دانشمندان آن روز در اجتماعى كه هزاران تن در آن گرد آمده بودند و در انتظار شنيدن جملاتى از آن حضرت بودند تا روشنگر راه زندگى آنان باشد ، مطلبى را بيان كرد . امام سخن از جهان بينى توحيدى اسلام سخن به ميان آورد . با مقدمه اى بسيار جالب و گيرا ، حديث توحيد را مطرح كرد . با توجه به اينكه بايد مأموريت واقعى خود را از نظر رهبرى انجام داده و مسأله‌اى اساسى را عنوان كرده با شد ، نه اينكه از يك گوشهء زندگى ، يك مطلب ساده اى را به عنوان پند و موعظه يادآورى كند ، آن هم در آن دوره كه از هر پند و موعظه‌اى تنها در راه هدفهاى شخصى ، سياسى ، اجتماعى حاكم ، استفاده يا سوء استفاده مى شد . آرى امام حديث توحيد را ، از قول خداى بزرگ كه همهء عوالم هستى را آفريده است مطرح كرد . كلمة لا إله الا الله حصنى . . . " توحيدى كه همهء افراد و همهء ملتها را از همهء نكبتها و عذاب‌ها نجات مى بخشد . توحيدى كه دور بودن از آن و رعايت نكردن آن در متن زندگى ، مستلزم همه گونه اسارتها و نكبتها و سختىها در اين جهان و آن جهان است . آرى توحيدى را كه اسلام مطرح كرده بود و آن را تنها وسيلهء رسيدن به فلاح و صلاح معرفى كرده است به ياد آورد . بعد از بيان آن حديث ، وقتى قافله خواست حركت كند ، امام سر از هودج . بيرون آورد به طورى كه توجه همهء مردمى را كه جمع شده بودند جلب كرد ، مثل اينكه مى خواست مطلب ديگرى بگويد . آرى مى خواستند با زمينهء مساعدترى كه ايجاد كرده بود مطلب مكمل و اساسى را يادآورى كند ، لذا افزود : " و لكن بشرطها وشروطها " و سپس اشاره به خود كرد و ادامه داد : " وانا من شروطها "