تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1309

مساهمون:

ص١٣٠٩
رد و انكار ستاره پرستان بوده تا از اين طريق فساد عقيده ى هر كدام را براى ديگرى آشكار سازد ، نه اين كه در هر مرحله اعتقاد آنها را پذيرفته و به آن مذهب ايمان واقعى پيدا كرده باشد ، بلكه او مى خواسته است از طريق استدلال عينى ، با روحى كه سرشار از ايمان به خدا بوده ، فساد آنچه را كه مردم زمانش ، به صورت دين و عقيده بدان پاى بند بودند ، به آنان ثابت كند ، و مدلل سازد كه زهره و ماه و خورشيد و امثال اينها ، در معرض دگرگونى و تغيير ، و دستخوش طلوع وافولند و شايستگى پرستش را ندارند ، زيرا اينها صفات مخلوقات مى باشند . و امام ( عليه السلام ) به سخن خود اين گونه ادامه مىدهد كه اين رفتار و گفتار ابراهيم خليل ، به دليل قول خداوند متعال در قرآن مجيد است كه * ( وتلك حجتنا آتيناها إبراهيم على قومه ) * ( 1 ) به الهام پروردگار متعال بوده است ، بنابر اين آنچه از وقوع يافته است ، صرف استدلال بر گفتار خويش درباره بطلان عبادات آنها ، و پرستش خدايان جز خداوند يگانه مى باشد ، و اين روش استدلال ، از شيوه‌هاى جالب قرآن در زمينهء دعوت به ايمان است . 9 . نسبت نوميدى به پيامبران ( عليها السلام ) همچنين مأمون از امام ( عليه السلام ) دربارهء قول خداوند متعال كه * ( حتى إذأ استيأس الرسل ، وظنوا أنهم قد كذبوا جائهم نصرنا ) * ( 2 ) مى پرسد : شبهه اى كه دربارهء اين آيه وجود دارد ، نسبت يأس دادن به پيامبران است ، كه پس از آن خداوند به آنها وعده يارى و پيروزى داده است آنگاه كه از نرسيدن آن دچار نوميدى شده اند ، در حالى كه مأيوس شدن از خدا ، كفر است چنان كه فرموده است * ( ولاتيأسوا من روح الله ، إنه لا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون ) * ( 3 ) به راستى چگونه ممكن است بر قلب رسول با نبى يأس و نوميدى از خدا دست دهد ، در حالى كه به مقتضاى آيه شريفه اى كه ذكر شد اين گناه جز از دل كافر بر نمى خيزد ، و چه گناهى بزرگتر از كفر به
هامش
1 . انعام آيه 83 . 2 . يوسف آيه 110 . 3 . يوسف آيه 87 .