تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1089

مساهمون:

ص١٠٨٩
اين پاسخ همچون حربه اى برنده رشته ى سخن مرا بريد اين بار كه سرم را بلند كردم تا رخساره ء مقدس اين جوان را بنگرم ديدم چهره ى او در چشم من دگرگون شده و هيبت و جلال تازه‌اى به خود گرفته است . خدا مىداند كه من در آن هنگام موسى بن جعفر را با چه شكوه و عظمت در برابرم مى ديدم . با اين همه گفتم : فدايت گردم ما شاگردان مكتبى هستيم كه كوركورانه به كسى نمىگرويم ما مردان استدلال و احتجاج هستيم . پدرت ما را چنين پرورش داده است آيا اجازه هست كه سئوالى بنمايم ؟ فرمود : هر چه خواستى بپرس . اما از آنچه ميان ما مى گذرد نبايد ديگران آگاه شوند . زيرا اگر اين راز فاش گردد سر ما با هم خواهد رفت ! پذيرفتم و سخن از قرآن و فرمان‌هاى خدا و پيامبر به ميان آوردم او را دريايى بى پايان و شگفت انگيزى يافتم و از خود شرمسار گرديدم . در پايان اين گفتگو گفتم : اى پسر پيامبر ! پيروان تو آنان كه از اين راز خبر ندارند گمراه مانده اند آيا مى توانيم از اين گمراهى نجاتشان بدهم و گلهء بىشبان را به سوى شبان هدايت كنم ؟ فرمود : آنان را بيازماى ، آنان كه فكر رشيد و ايمان وسيع دارند مىتوانند مرا بشناسند . اين راز بايد پنهان بماند و گرنه سر همهء ما از گردن خواهد رفت امام اشاره به گلوى مقدس خود نمود . بدين ترتيب هشام بن سالم توانست مردان سرگردان را به سوى روشنائى هدايت كند و راه خانه وارث پيشواى ششم را به آنان نشان دهد " . ( 1 )

منصور و خاندان رسالت

منصور در پيكار با خاندان على ( عليه السلام ) بيش از حد افراط مى نمود و با نهضت گران آنان به مقابله و مبارزه مىپرداخت و تا قتل و كشتار او از پاى نمىنشست او با محمد بن عبد الله بن حسن ( نفس زكيه ) و ابراهيم امام و ساير شخصيت‌هاى علوى به مبارزه پرداخت و تا شهيد ساختن آنان از پا نيفتاد .
هامش
1 . ارشاد مفيد ، ترجمه آزاد از چهارده معصوم مرحوم جواد فاضل ، ص 186 .