تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1086

مساهمون:

ص١٠٨٦
" من فقيه‌تر و عالم‌تر از جعفر بن محمد الصادق را نديده ام " . ( 1 ) منصور براى آخرين بار متوجه اوزاعى گرديد و او را مورد تأييد و نصرت كامل خود قرار داد به حدى كه خانه اش همانند قصرهاى پادشاهان آن روز ، مورد توجه عموم گرديد . نمونه اى از اختناق پس از رحلت پيشواى ششم در عهد خليفه عباسى ، منصور ، شيعيان در جنب و جوش بودند كه پيشواى خود و وارث امام را دريابند و با او تجديد عهد نمايند هشام بن سالم يكى از ياران صميمى امام صادق ( عليه السلام ) چنين تعريف مىكند : " پس از رحلت امام و پيشواى خود ، با محمد بن نعمان به مدينه آمدم مرا به خانه ى عبد الله افطح پسر دوم پيشواى ششم راهنمايى كردند من هم به دنبال مردم راه خانه ى او را در پيش گرفتم " . او در خانه خود نشسته بود و بنام پيشوا دربارهء احكام اسلام سخن مى گفت : فرماندار مدينه چون او را مى شناخت و مى دانست كه شايستهء اين مقام نيست آزادش گذاشته بود زيرا افكندن اختلاف در ميان پيروان امام ششم به سود حكومت وقت و به زيان شيعيان تمام مى شد من و رفيقم از در درآمديم تا پيشواى جديد را بشناسيم و اين تكليف ما بود كه او را آزمايش كنيم و بى چون و چرا زير بار نرويم چون پيشوايان قبلى ما را به آزمايش و سؤال ، عادت داده بودند واساسا در اسلام پيروى كوركورانه و بدون تحقيق گمراهى شمرده مىشود . به عبد الله كه خود را پيشوا جا زده بود گفتم : اى پسر پيامبر ! فريضهء زكات در اموال چه صورتى دارد ؟ پاسخ داد : براى هر دويست سكه ، پنج درهم . گفتم : براى صد درهم چقدر ؟
هامش
1 . جامع اسانيد ، ابى حنيفه ، ج 1 ، ص 222 .