تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1085

مساهمون:

ص١٠٨٥
مرا باز كنند ! . . . " . ( 1 )

منصور و تحديد فقهى

حكام خودسر عباسى هميشه سعى و كوشش داشتند كه با ايجاد مشكلات اتحاد كلمهء مسلمانان را بر هم زنند و افكار را به خود مشغول سازند و از اين زاويه به هر نوع منافع خويش نائل آيند و مى خواستند عقايد و افكار مردم را به كانالى هدايت نمايند كه با روش سياسى آن وفق دهد . از اينرو مكتب تشيع را كه : منصب امامت را همانند نبوت يك منصب الهى و آسمانى است كه همگان شايستگى تحمل مسئوليت آن را ندارند رد كرده و با آنان مبارزه مى نمودند ، درست است كه در اوايل روى كار آمدن حكومت عباسى در دوران ضعف و ناتوانى دولت مبارزه هنوز علنى و آشكار نشده بود ولى در مرحلهء قدرت و استيلاى كامل مبارزه با فقه اهل بيت و عقايد آنان آشكار و علنى گرديد . منصور در سال 148 از مالك بن انس درخواست نمود كه كتاب فقه بنويسد تا متحد المال در سطح كشور مورد عمل قرار گيرد . مالك در پاسخ گفت : اين كار صحيح نيست چون ابن منطقه را من كفايت مى كنم و در شام " اوزاعى " هستند و روحيهء مردم عراق را هم مى شناسى كه تحمل نمى پذيرند . منصور مالك را تحت فشار قرار داد تا كتاب " الموطاء " را نوشت و همان را كتاب رسمى كشور نمود " . ( 2 ) ديگر بار متوجه ابوحنيفه گرديد و سعى و كوشش داشت كه فقه او را نيز عمومى سازد ولى در پايان كار متوجه شد اين كار از او نمى آيد او كه بارها گفته است :
هامش
1 . جرج جرداق ، صوت العدالة الانسانيه ، ص 133 . و شگفتا مسلمانانى كه با صراحت تمام با " عثمان خليفه سوم و از صحابه كبار پيامبر اسلام ( ص ) اتما حجت مى كردند كه كژى او را با شمشير راست خواهند كرد ( و چنين نيز كردند ) در مقابل چنين بى عدالتىها و جور و ستم خلفاى عباسى از همداستانى با شيعيان جان بر كف آل على ( ع ) خوددارى مى كردند ! 2 . شرح موطاء زرقانى ، ج 1 ، ص 8 .