تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1082

مساهمون:

ص١٠٨٢
در مقام وزارت در اثر استبداد و خود كامگى و نبودن نظام حاكم عادل در تشكيلات خلافت عباسى پذيرفتن مسئوليت ، خالى از اشكال وصعوبت نبودن چون مسئوليت واقعى فرد در پذيرش يك سمت مشخص نبود از اينرو افراد متعهد و مسئول از قبول مسئوليت ادارى سرباز مى زدند و نمى خواستند خود را شريك جز انجام نداد قرار دهند ، هنگامى كه مأموران عباسى وزير خود فضل بن سهل را كشت سمت او را به احمد بن ابى خالد پيشنهاد نمود . او عذر خواهى كرد كه من وزيرى را نديده ام كه به اين سمت اشتغال ورزد و سلامت از عهده آن بر آمده باشد . ( 1 ) عذر او بسيار موجه بود چون اوضاع كشور با ميل و اراده‌ى خليفه مى چرخيد از اينرو وزير يا مأمور جز يك " آلت فعل " اجراى مقاصد بيشتر نبود و بيشتر از يك پيچ معمولى در مهره ى ماشين مملكت نقش ديگرى ايفا نمى كرد و امور كشور بيشتر با احساسات و عواطف و خشم و ترحم زودگذر اداره مى شد نه با منطق و عقل و بر اصول عدالت و سياست واقعى و طبيعى است كه نقش غلامان و كنيزان ونديمان ورامشگران در چنين دستگاهى بيشتر از دانشمندان و رجال و وزيران و انديشمندان و فرزانگان خواهد بود . محاصره امام ( عليه السلام ) اكنون پس از ذكر خصيصه‌هاى كامل دوران بنى عباس به شرح زمامداران معاصر از تبار عباسى پرداخت مى گردد ، امام ( عليه السلام ) در دوران خود با دو تن از زمامداران خودسر و ستمگر عباسى رو به رو گرديد كه هر كدام به نوبت خود در راه جلو گيرى از نفوذ و پيشرفت معنوى امام ( عليه السلام ) فعاليت و تلاش داشتند : 1 . سفاح . و 2 . منصور .

سفاح

چون دوران حكومت سفاح مرحله ى انتقالى و زودگذرى بود ، چندان
هامش
1 . طيفور ، ص 25 .