تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1080

مساهمون:

ص١٠٨٠
طبيعى و مشروع او انجاميد ، و بسيارى از آنان را پشت ميله‌هاى زندان و سلول‌هاى انفرادى توأم با شكنجه و عذاب كشاند و در اين راه تنها دلخوشى و سرفرازى آنان در تمامى پهنهء تاريخ سرشار از رنج و تحمل شان اين بوده است كه تن به ننگ و عار ندادند و به صورت جوانمردانه در نگه دارى از احكام واقعى اسلام و دفاع از رهبران راستين امت در برابر ظلم و خفقان حكام عصر ايستادگى و مقاومت كردند . ولى گاهى هم همين راد مردان آزاده و جان بر كف به دستور پيشوايان خود و براى پيشبرد اهداف مهمتر و والاتر مأمور به كتمان عقيده و آرمان خويش مى شدند و از تظاهر به آن امتناع مى ورزيدند و اين موضوع در مورد اغلب شيعيان عصر هارون صورت پذيرفته است . في المثل : على بن يقطين ، كميت بن زياد ، معمر بن خلاد ، و دهها نفر از پيروان اهل بيت ( عليه السلام ) از اين نمونه ها بوده اند وتقيه امرى است كه قرآن وحديث و منطق عقل به صحت و درستى آن حكم مىكند و سپرى است كه مبارزان راه خدا را تا فرا رسيدن هنگام اظهار وجود از كيد دشمن محفوظ نگاه داشته است . استبداد و خودكامگى خصوصيت ديگرى كه در دوران حكومت خلفاى عباسى حاكم بر سرنوشت مردم بود ، ديكتاتورى فردى و استبداد رأى در تصميمات سياسى ، ادارى و اجتماعى بود شخص خليفه با آن فكر تخديرى و آلودهء خود ، تعيين كننده ى مسير حركت اجتماعى و سياسى مردم بود مجلس شورا يا هيئت تصميم گيرنده اى در كار نبود اگر كسانى طرف مشورتى انتخاب مى شدند از همان ياران غار و هم پالگان بزم شراب ، و مغزهاى آلوده به فسادى بودند كه الگوها و وجهه نظرهاى خليفه را درست ياد گرفته بودند و هرگز بر خلاف نقشه ها و تصميمات خليفه ، رأى و نظرى از خود نداشتند . خليفه سايهء خدا و پرتو عنايات الهى بود و در مسير گسترش اين سايه ! ! آنچه ظلم و بيداد و غارت اموال ديگران و تحديد آزادى افراد ، و خفقان و استبداد بود مرتكب مى گشتند ، مسئوليت آن را به گردن " ظل الله " مى نهادند و جاى شگفت نيست كه اين سايه ى گسترده