تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
بودم و بدين جهت نتوانستم شما را يارى كنم " . حضرت ، عذر او را پذيرفت و از او تشكر كرد و بر پدرش ، صعصعه ، رحمت فرستاد . منازل وبيوت مدينه مؤلف مى گويد : سپس امام سجاد ( عليه السلام ) با اهل و عيال خود به مدينه آمد و به خانه هاى خويشان و مردان طايفهء خود نگريست . ديد همهء خانه ها به زبان حال خود براى فقدان حاميان و مردان خود نوحه مى كنند و اشك مىريزند و مانند داغداران ندبه مى نمايند ، از او احوال صاحبان خود را جويا مىشوند و سوز و اندوه آن حضرت را بر مصرع كشتگان خود به هيجان مى آورند . خانهء بى صاحب حسين ( عليه السلام ) فرياد " وامصيبتا ! " برداشته است و مى گويد : " اى مردم ! از اينكه چنين نوحه‌سرايى مى كنم و فرياد مى زنم ، مرا معذور داريد . شما هم در اين مصيبت مرا يارى كنيد ، زيرا آن كسانى كه من از فراق آنان مىنالم و بر اخلاق كريمهء آنها سوگوارم ، همدم شب و روز من و چراغ روشن تاريكيها و سحرها ، ريسمان خيمهء شرف و افتخار ، باعث نيرو و پيروزى من ، و به جاى خورشيد و ماه من بودند . چه بسيار شبها كه با بزرگوارى خود ، وحشت مرا زدودند و به بركت خود ، بر حرمت من افزودند و مناجات سحرگاه خويش را به گوش من رسانيدند و با رازهاى گرانبهاى خود ، مرا گرانمايه ساختند . چه بسيار شبها كه با اكرام محافل خود ، مرا زينت بخشيدند و به فضايل خود ، مرا معطر و خوشبو ساختند و درختان خشك مرا به آبيارى ديدارشان سبز و شاداب كردند و نحوست مرا به يارى ميمنت خود نابود نمودند . چه بسيار شاخه هاى منقبت را در مزرع آرزويم كشتند و ساحت مرا از مصاحبتهاى زشت محفوظ داشتند . چه بسيار صبح ها كه من به خاطر وجود آنها بر همهء كاخها و منزلها برترى داشتم و به آنها افتخار مى كردم و خوشحال و مسرور بودم . چه بسيار آرزوهايى را كه به نوميدى رسيده بود ، زنده كردند . چه بسيار ترس و بيمهايى را