تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
مگر نمى بينى كه خورشيد نيز براى شهادت حسين ( عليه السلام ) مانند بيماران رنگش زرد شده و شهرها از اين مصيبت ، دگرگون گرديده اند . و تو اى كسى كه مصيبت ابا عبد الله ( عليه السلام ) را مىشنوى ! در غم اندوه آنان به همان راهى برو كه پيشوايان حامل كتاب ، از آن راه رفته اند " . روايت شده است كه : امام زين العابدين ( عليه السلام ) با آن مقام حلم و بردبارى اى كه داشت و نمى توان آن را توصيف كرد ، در اين مصيبت بسيار مى گريست و ناله و اندوهش بى پايان بود . از امام صادق ( عليه السلام ) روايت شده است كه : زين العابدين ( عليه السلام ) چهل سال در مصيبت پدرش گريه كرد ، در حالى كه روزها روزه دار و شبها به عبادت بيدار بود و چون وقت افطار مى رسيد ، خدمتگزارش آب و غذا برابر او مى نهاد و مى گفت : " آقا جان ! ميل فرماييد " . آن حضرت مى گفت : " چگونه غذا بخورم ، در صورتى كه فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) گرسنه كشته شد ؟ و چگونه آب بنوشم ، در صورتى كه فرزند رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) لب تشنه كشته شد ؟ " و پيوسته اين سخن را مى گفت و مى گريست ، تا آب و غذا با اشك چشمش مخلوط مى شد . همواره با اين حال بود ، تا از دنيا رفت . خادم حضرت سجاد ( عليه السلام ) نقل مىكند : روزى آن حضرت به صحرا رفت و من از پى او مى رفتم . ديدم پيشانى خود را روى سنگى ناصاف و خشن گذاشته است . من ايستادم ، در حالى كه گريه و نالهء او را مى شنيدم و شمردم ، هزار مرتبه گفت : " لا إله الا الله حقا حقا ، لا إله الا الله تعبدا ورقا لا إله الا الله ايمانا و تصديقا وصدقا " . سپس سر از سجده برداشت . ديدم صورت و محاسنش از اشك چشمش تر شده است . گفتم : " اى مولاى من ! آيا اندوه شما پايانى ندارد ؟ و آيا گريهء شما خاتمه پذير نيست ؟ " فرمود : " واى بر تو ! يعقوب بن اسحق بن ابراهيم ، پيغمبر و پيغمبر زاده و داراى دوازده پسر بود .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 697 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي