تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
تحريف نموده از بار تعهدات معاويه كاسته و جريان را به نفع وى تمام كنند از آن جمله " ابن قتيبه دينورى " در مورد ماده اول مىنويسد : " امام مجتبى ( عليه السلام ) به عنوان امامت با معاويه بيعت كرد و اين سمت را به وى تسليم نمود ( 1 ) در صورتى كه همه مى دانند امامت و خلافت منصب قابل انتقالى به شمار نمى رود و هيچ كس روى مبنى و منطق شيعه ، به واسطه تسلط و قدرت به منصب الهى ، به خلافت نمى رسد . آنچه در اغلب تواريخ آمده جمله " تسليم الأمر " ( 2 ) ( واگذارى حكومت ) و يا " تسليم ولاية المسلمين " ( 3 ) ( واگذارى زمامدارى مسلمانان ) مى باشد . علاوه بر اين ، شواهد فراوانى نشان مىدهد كه نه خود معاويه چنين ادعايى داشت و نه مردم از وى مى پذيرفتند ، معاويه خود مى گفت : " رضينا بها ملكا " ( ما اين حكومت را پذيرفتيم ) ( 4 ) مردم نيز از اين كه وى را أمير المؤمنين خطاب كنند ، إبا داشتند . ( 5 ) مؤيد ديگر اين معنى اين است كه طبق تصريح بعضى از منابع تاريخى ، امام مجتبى ( عليه السلام ) در متن پيام صلح قيد كرد كه معاويه را ( أمير المؤمنين ) خطاب نكند و نزد وى اداى شهادت ننمايد " . ( 6 ) برخى ديگر از مورخان موضوع انتقال مجدد خلافت به حضرت مجتبى ( عليه السلام ) ( بعد از
هامش
1 . الامامة والسياسة ، ص 163 . 2 . تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، 192 . 3 . الصواعق المحرقه ، ص 81 - كشف الغمه ، ج 2 ، ص 145 - الفصول المهمه ابن صباغ مالكى ، ص 145 . 4 . البداية والنهايه ، ج 6 ، ص 220 . 5 . چنان كه روزى سعد وقاص به دربار معاويه آمد و گفت : السلام عليك ايها الملك ! معاويه خنده كنان گفت : چرا أمير المؤمنين خطاب نكردى ؟ سعد پاسخ داد : هرگز نمى خواهم به چنين سلطنتى كه تو رسيدى برسم ! ( كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 205 ) . 6 . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 201 به نقل از كتاب " الفروق بين الاباطيل والحقوق " تأليف محمد بن بحر الشيبانى اداى شهادت از نظر اسلام شرايطى دارد كه از جمله آنها اين است كه اداى شهادت در دادگاه به واسطه ى حكومت حق و عدالت صورت گيرد . امام حسن ( ع ) با اين شرط ، حكومت معاويه را به عنوان حكومت قدرت و زور و دور از عدالت معرفى نموده و اداى شهادت در چنين حكومتى را نفى فرمود !