تحريف نموده از بار تعهدات معاويه كاسته و جريان را به نفع وى تمام كنند از آن جمله
" ابن قتيبه دينورى " در مورد ماده اول مىنويسد :
" امام مجتبى ( عليه السلام ) به عنوان امامت با معاويه بيعت كرد و اين سمت را به وى تسليم
نمود ( 1 ) در صورتى كه همه مى دانند امامت و خلافت منصب قابل انتقالى به شمار نمى رود
و هيچ كس روى مبنى و منطق شيعه ، به واسطه تسلط و قدرت به منصب الهى ، به
خلافت نمى رسد .
آنچه در اغلب تواريخ آمده جمله " تسليم الأمر " ( 2 ) ( واگذارى حكومت ) و يا " تسليم ولاية
المسلمين " ( 3 ) ( واگذارى زمامدارى مسلمانان ) مى باشد .
علاوه بر اين ، شواهد فراوانى نشان مىدهد كه نه خود معاويه چنين ادعايى داشت و
نه مردم از وى مى پذيرفتند ، معاويه خود مى گفت : " رضينا بها ملكا " ( ما اين حكومت را
پذيرفتيم ) ( 4 ) مردم نيز از اين كه وى را أمير المؤمنين خطاب كنند ، إبا داشتند . ( 5 )
مؤيد ديگر اين معنى اين است كه طبق تصريح بعضى از منابع تاريخى ، امام
مجتبى ( عليه السلام ) در متن پيام صلح قيد كرد كه معاويه را ( أمير المؤمنين ) خطاب نكند و نزد وى
اداى شهادت ننمايد " . ( 6 )
برخى ديگر از مورخان موضوع انتقال مجدد خلافت به حضرت مجتبى ( عليه السلام ) ( بعد از
هامش
1 . الامامة والسياسة ، ص 163 .
2 . تاريخ الخلفاء ، سيوطى ، 192 .
3 . الصواعق المحرقه ، ص 81 - كشف الغمه ، ج 2 ، ص 145 - الفصول المهمه ابن صباغ
مالكى ، ص 145 .
4 . البداية والنهايه ، ج 6 ، ص 220 .
5 . چنان كه روزى سعد وقاص به دربار معاويه آمد و گفت : السلام عليك ايها الملك ! معاويه
خنده كنان گفت : چرا أمير المؤمنين خطاب نكردى ؟ سعد پاسخ داد : هرگز نمى خواهم به چنين
سلطنتى كه تو رسيدى برسم ! ( كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 205 ) .
6 . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 201 به نقل از كتاب " الفروق بين الاباطيل والحقوق " تأليف محمد
بن بحر الشيبانى اداى شهادت از نظر اسلام شرايطى دارد كه از جمله آنها اين است كه اداى
شهادت در دادگاه به واسطه ى حكومت حق و عدالت صورت گيرد . امام حسن ( ع ) با اين شرط ،
حكومت معاويه را به عنوان حكومت قدرت و زور و دور از عدالت معرفى نموده و اداى
شهادت در چنين حكومتى را نفى فرمود !