تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
مرگ معاويه ) را بدين صورت در آورده اند كه : " معاويه حق ندارد كسى را به جانشينى خود انتخاب كند " يا " بعد از معاويه ، انتخاب بعدى با شوراى مسلمانان خواهد بود " . ( 1 ) بديهى است نظر آنان از تحريف ، خدمت به دستگاه حكومت بنى اميه و تضييع حق امام مجتبى ( عليه السلام ) براى تصدى خلافت بوده است ولى خوشبختانه مدارك تاريخى اين مسأله به قدرى زياد است كه چنين روايتى را از درجه ى اعتبار ساقط مىكند . ( 2 ) نظير اين مسأله ، تحريف قسمتى از ماده پنجم مى باشد بدين معنى كه بعضيها اين ماده را به اين صورت نوشته اند كه : معاويه تعهد كرد فقط در حضور حسن بن على ( عليه السلام ) از سب اميرمؤمنان خوددارى شود . ( 3 ) بىپايگى اين سخن از آنجا آشكار است كه معاويه امضاى سفيدى به دست امام حسن ( عليه السلام ) داد ، تا هر چه آن حضرت بنويسد ، وى آن را متعهد شود ، با وجود چنين امتيازى آيا معنى دارد امام حسن ( عليه السلام ) بخواهد در حضور او چنين جسارتى ولى در غياب او ناسزا گفتن به پدر ارجمندش ، در همه جاى مملكت مجاز بوده باشد !

نقض پيمان صلح

معاويه كه در سايه موفقيت عملى خلفاى گذشته و تمهيدات ماهرانه ى خود ، در صحنه حكومت و زمامدارى جامعه اسلامى ظاهر شد ، و در برابر امير مؤمنان ( عليه السلام ) وحسن بن على ( عليه السلام ) قرار گرفت ، به هيچ منطق و عقيده و ارزشى جز حكومت و قدرت ، پاى بند نبود ، او همه چيز را فداى تحكيم پايه‌هاى حكومت و زمامدارى خود مى كرد و در اين راه از هيچ چيز ، به معنى وسيع كلمه ، فروگذار نمى نمود او به اين منظور ، پولهاى هنگفت به اين و آن مى بخشيد ، دلباختگان مقام و رياست را با واگذارى مناصب دولتى مى نواخت ،
هامش
1 . ابن عبد البر دانشمند معروف مىنويسد : " در ميان علماء در اين مسأله اختلاف نيست كه حسن بن على ( ع ) خلافت را فقط در زمان حيات معاويه به وى واگذار كرد و شرط نمود كه پس از معاويه ، خلافت به او برسد و پيمان صلح ميان آن دو ، بر اين اساس انعقاد يافت ( الاستيعاب ، ج 1 ، ص 387 ) . 2 . صلح الحسن ، ص 287 . 3 . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 160 - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 303 - البداية والنهايه ، ج 8 ، ص 14 .