تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
عده اى از شما كسان و بستگان خود را در جنگ صفين وعده اى ديگر كسان خود را در نهروان از دست داده اند ، گروه اول بر كشتگان خود اشگ مىريختند ، و گروه دوم ، خون كشتگان خود را مى خواستند ، بقيه نيز به پيروى از ما سرپيچى مى كنند . معاويه پيشنهادى به ما كرده است كه دور از انصاف ، و بر خلاف هدف بلند و سربلندى ما است ، اينك اگر آماده كشته شدن در راه خدا هستيد ، با او به مبارزه برخيزيم و با شمشير پاسخ او را بدهيم ، و اگر طالب زندگى و عافيت هستيد ، پيشنهاد او را بپذيريم و رضايت شما را تأمين كنيم " . سخن امام كه به اينجا رسيد ، مردم از هر طرف فرياد زدند : البقيه البقيه . ما زندگى مى خواهيم ، ما مى خواهيم زنده بمانيم ! ! ( 1 ) آيا با اتكا به چنين سپاه فاقد روحيه رزمندگى ، چگونه ممكن بود امام ( عليه السلام ) با دشمن نيرومندى مثل معاويه وارد جنگ شود ؟ آيا با چنين سپاهى كه از عناصر متضادى تشكيل يافته بود و با كوچكترين غفلت ، احتمال حادثه آفرينى بود هرگز اميد پيروزى مى رفت ؟ اگر فرضا امام حسن ( عليه السلام ) و معاويه جاى خود را عوض مى كردند و معاويه در رأس چنين سپاهى قرار مى گرفت آيا مى توانست جز كارى كه امام حسن ( عليه السلام ) كرد انجام دهد ؟ ! حقيقت امر اينست كه ستون فقرات نيروهاى عراقى از دوران حكميت شكسته شده بود در آن اواخر دوران على ( عليه السلام ) هم به تحليل رفته بود ، در دوران امام حسن ( عليه السلام ) كه هيچ كارآيى نداشت و با چنين نيروى ناكارآمد امام حسن ( عليه السلام ) چه كار مى توانست انجام دهد ؟

فرماندهان خائن

چگونه رجال بزرگ عراق و برخى از فرماندهان عاليرتبه‌ى ارتش امام مجتبى ( عليه السلام ) در سخت ترين شرايط ، امام را تنها گذاشتند و خود را به معاويه فروختند . برخى از نويسندگان و مورخان گذشته ومعاصر ، حقايق تاريخى را تحريف نموده ادعا كرده اند كه امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) آهنگ جنگ و مخالفت با معاويه نداشت ، بلكه از روز
هامش
1 . اسد الغابه ، ج 2 ، ص 13 - كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 203 - بحار ، ج 44 ، ص 21 - تذكره ابن جوزى ، ص 141 .