تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
نبودند در جنگ شركت كنند آنچنان كه در عهد خود على ( عليه السلام ) هم اين گونه بودند . سرانجام پس از فعاليتها و سخنرانيهاى عده اى از ياران بزرگ حضرت مجتبى ( عليه السلام ) به منظور بسيج نيروها و تحريك مردم براى جنگ ، با تعداد كمى كوفه را ترك گفت و محلى در نزديك كوفه به نام " نخيله " را اردوگاه قرار داد و پس از ده روز اقامت ، در " نخيله " در انتظار رسيدن قواى ديگر بود كه جمعا چهار هزار نفر در اردوگاه حضرت گرد آمدند ، به همين جهت امام ناگزير شد دوباره به كوفه برگردد و اقدامات تازه وجدى ترى جهت گردآورى سپاه به عمل بياورد ( 1 ) راز اين مسألة آن بود كه در آن ايام عراق يك جامعه متشكل و فشرده و متحد نبود ، بلكه از قشرها و گروه‌هاى مختلف و متضادى تشكيل يافته بود كه هيچگونه هماهنگى و ائتلافى با يكديگر نداشتند . پيروان و طرفداران حزب خطرناك اموى ، گروه خوارج كه جنگ با هر دو اردوگاه را واجب مىشمردند ، مسلمانان غير عرب كه از نقاط ديگر در عراق گرد آمده بودند و تعدادشان به بيست هزار نفر مى رسيد ، و بالاخره گروهى كه عقيده ثابتى نداشتند و در ترجيح يكى از طرفين بر ديگرى در شك و ترديد بودند ، عناصر تشكيل دهنده جامعه آن روز عراق و كوفه به شمار مى رفتند ، پيروان و شيعيان خاص امير مؤمنان ( عليه السلام ) نيز يكى ديگر از اين عناصر محسوب مى شدند . ( 2 ) اين چند دستگى و اختلاف عقيده و تشتت و پراكندگى ، در صفوف سپاه امام مجتبى ( عليه السلام ) منعكس شده و آن را به صورت ارتش ناهماهنگ با تركيب ناجور ، در آورده بود از اين رو در مقابله با دشمن خارجى ، به هيچ وجه نمى شد به چنين سپاهى اعتماد كرد . مرحوم شيخ مفيد ( رحمه الله ) و ديگر مورخان در مورد اين پديده خطرناك در سپاه امام حسن ( عليه السلام ) مى نويسند : " عراقيان خيلى به كندى و بى علاقگى براى جنگ آماده مى شدند و سپاهى كه امام
هامش
1 . الخرايج ، ص 228 - صلح الحسن ، ص 102 . 2 . صلح الحسن ، ص 74 - 68 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 504 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي