تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
ممكن مى ديد ، ناگزير با دشمنان اسلام قرارداد صلح بست و موقتا از دست زدن به جنگ و اقدام حاد ، خوددارى نمود تا در پرتو آن پيشرفت اسلام تضمين گردد . پيمان صلح پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) با " بنى ضمره " و " بنى اشجع " و با اهل مكه ( پس از بازگشت از حديبيه ) از جمله ى اين موارد به شمار مى رود . ( 1 )

از نظر خارجى

از نظر سياست خارجى آن روز ، جنگ داخلى مسلمانان به سود جهان اسلام نبود زيرا امپراتورى روم شرقى كه ضربات سختى از اسلام خورده بود ، همواره مترصد فرصت مناسبى بود تا ضربت مؤثر و تلافى جويانه اى بر پيكر اسلام وارد كند و خود را از نفوذ اسلام ، آسوده سازد . گزارش صف آرائى سپاه امام حسن و معاويه در برابر يكديگر ، به سران روم شرقى رسيد ، زمامداران روم فكر كردند كه بهترين فرصت ممكن ، براى تحقق بخشيدن به هدفهاى خود را بدست آورده اند لذا با سپاهى عظيم ، عازم حمله به كشور اسلامى شدند تا انتقام خود را بگيرند . آيا در چنين شرايطى ، شخصيتى مثل امام حسن ( عليه السلام ) كه رسالت حفظ اساس اسلام را بر عهده داشت كه با قبول صلح ، اين خطر بزرگ را از جهان اسلام دفع كند ولو آنكه به قيمت فشار روحى و سرزنشهاى دوستان كوته بين ، تمام شود ؟ " يعقوبى " مورخ معروف مىنويسد : هنگام بازگشت معاويه به شام ( پس از صلح با امام ( حسن ) به معاويه گزارش رسيد كه امپراتور روم با سپاه منظم و مجهزى به منظور حمله به كشور اسلامى ، از روم حركت كرده است . معاويه چون قدرت مقابله ، با چنين قواى بزرگى را نداشت ، با آنها پيمان صلح بست و متعهد شد سالانه صد هزار دينار به دولت روم شرقى بپردازد . ( 2 ) اين سند تاريخى نشان مىدهد كه هنگام كشمكش دو طرف در جامعه اسلامى ،
هامش
1 . بحار ج 44 ، ص 2 . 2 . تاريخ يعقوبى ج 2 ، ص 206 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 501 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي