تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
عقبة بن ابى سفيان ، وليد بن عقبه ، مغيرة ابن شعبه ، و مروان بن حكم ، شاهد گوياى اين ادعا است . ( 1 ) حضرت مجتبى ( عليه السلام ) حتى پس از انعقاد پيمان صلح ( كه قدرت معاويه افزايش يافت و موقعيتش بيش از پيش تحكيم يافت بعد از ورود معاويه به كوفه ، برفراز منبر نشست و انگيزه‌هاى صلح خود وامتيازات خاندان على ( عليه السلام ) را بيان نمود و آنگاه در حضور هر دو گروه با اشاره به نقاط ضعف معاويه ، با شدت و صراحت از روش او انتقاد كرد . ( 2 ) پس از شهادت امير مؤمنان و صلح امام حسن ( عليه السلام ) ، خوارج تمام قواى خود را بر ضد معاويه بسيج كردند ، در كوفه به معاويه خبر رسيد كه " حوثره اسدى " يكى از سران خوارج بر ضد او قيام كرده و سپاهى دور خود گردآورده است . معاويه براى تحكيم موقعيت خود و براى آنكه وانمود كند كه امام مجتبى ( عليه السلام ) مطيع و پيرو اوست ، به آن حضرت كه راه مدينه را در پيش گرفته بود ، پيامى فرستاد كه شورش حوثره را سركوب سازد و سپس به سفر خود ادامه دهد . امام ( عليه السلام ) به پيام او پاسخ داد كه : من براى حفظ جان مسلمانان از جنگ با تو خوددارى كردم اين معنى موجب نمى شود كه از جانب تو با ديگران بجنگم ، اگر قرار به جنگ باشد ، پيش از هر كسى بايد با تو بجنگم مبارزه با تو از جنگ با خوارج لازم تر است . ( 3 ) 2 . بايد توجه داشت كه در آئين اسلام تنها قانونى بنام جنگ و جهاد وجود ندارد كه همواره بايد جنگيد ، بلكه همانطور كه اسلام دستور جنگ مىدهد كه مسلمانان در شرايط خاصى با دشمن بجنگند ، همچنين دستور داده است كه اگر نبرد براى پيشبرد هدف ، مؤثر نباشد ، از در صلح وارد شوند . مادر تاريخ زندگى پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) اين دو نمونه را مشاهده مى كنيم ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) همانطور كه در بدر ، احد ، احزاب ، و حنين دست به نبرد زد ، در شرايط ديگرى كه پيروزى را غير
هامش
1 . احتجاج طبرسى چاپ نجف ص 144 - صلح الحسن ص 404 . 2 . احتجاج طبرسى ص 156 . 3 . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 5 ، ص 98 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 500 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي