تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

ترفندهاى معاويه

معاويه ، عبد الرحمن بن سمره را پيش عبيدالله فرستاد تا وى را بفريبد ولى عبيدالله تسليم نشد و وى را طرد نمود ( فكذبوه وشتموه ) ، عبد الرحمن بار دوم از سوى معاويه پيش عبيدالله آمد و دو نكته را يادآور شد . نخست آنكه امام حسن ( عليه السلام ) نامه اى به معاويه نوشته است و از وى تقاضاى صلح نموده است . و ديگر آنكه يك ميليون درهم پيشكش معاويه به عبيدالله است در صورتى كه به معاويه بپيوندد . عبيدالله ، پنداشت كه پيام معاويه ، صادق است و پيش خود انديشيد وقتى كه صلح در مى گيرد ، چه خوب است كه به پيشكش معاويه دست يابم . آرى عبيدالله دچار حرص و طمع ، بدون مشورت با امام ، و روشن شدن اصل قضيه ، لشكر خود را رها كرد ، پيرو آن بسيارى از سپاه همراه او نيز به دشمن پيوستند . معاويه كه گمان مى كرد ستون فقرات سپاه امام را شكسته است ، دستور حمله به لشكر امام را صادر كرد ولى با هشيارى و مقاومت سرسختانهء قيس بن سعد رو به رو شد و پس از تلفات سنگين ، ناچار با قيس از طريق فرستاده ء خود به گفتگو نشست وقيس تسليم او نشد ولى مجموعه اى كه همراه امام بودند ، با ناسازگاريهاى خود ، زمينهء پذيرش صلح را فراهم آوردند " . ( 1 ) طبرى مىنويسد : معاويه در آغاز شايع كرده بود كه قيس كشته شد . ( 2 ) نامه‌هاى ميان معاويه وقيس معاويه ، پس از ملحق شدن عبيدالله از لشكر امام حسن ، به لشكرگاه او ، به قيس بن سعد بن عباده ، نامه اى نوشت و وى را به سوى خويش فرا خواند وقيس پاسخ منفى داد ، سپس در نامه اى ديگر معاويه به ترور شخصيت وى همت گماشت و به او نوشت : " انما انت يهودى ابن يهودى " . ( 3 )
هامش
1 . ر . ك : بلاذرى ، انساب الأشراف ، ص 39 - 38 - 37 ، طبع دار التعارف للمطبوعات . 2 . ر . ك : طبرى ، تاريخ ، ج 5 ، ص 159 ، طبع المعارف . 3 . ر . ك : بلاذرى ، انساب الأشراف ، ص 40 .