تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
صورت گرفت . ( 1 ) چنان كه : محدث قمى در منتهى الأمال مىنويسد : " معاويه ، يك ميليون درهم ، به عبيدالله وعده داد . نصف آن را نقدا پرداخت و نيمى ديگر را پس از دخول معاويه به كوفه ، به پردازد ، عبيدالله به لشكر معاويه پيوست ، قيس بن سعد رياست لشكر را عهده دار شد و جمعيت را به ثبات قدم ، در صراط امام ( عليه السلام ) دعوت مى كرد ولى هر شب گروه گروه از لشكر امام ( عليه السلام ) به معاويه مى پيوستند ، قيس آنچنان به امام وفادار بود كه حتى پس از صلح امام ، در جلسهء معاويه وارد شد به او گفتند بيعت كن ، او به امام نگريست و گفت : ان هذا امامى ، وهو ذو اختيارى - امام از او خواست تا بيعت كند قيس تسليم امر او شد . اينك در چنين شرايط پيش آمده امام حسن ( عليه السلام ) چه كارى ، جز متاركه‌ى جنگ را مى توانستند انجام دهند ؟ و اينك عوامل آن : 1 . راهى منحصر به فرد : در تحف العقول آمده است كه پس از انعقاد صلح تحميلى ، برخى به امام گفتند : " يا مذل المؤمنين ! " امام در پاسخ فرمودند : " من خواركننده ء مؤمنان نيستم بلكه عزت بخش مؤمنان مى باشم وقتى شما را ديدم كه توان محاربه نداريد جنگ را رها كردم تا شما سالم بمانيد آنچنان كه حضرت خضر ، كشتى را سوراخ نمود تا اصحاب او زنده بمانند و من هم اين چنين رفتارى نمودم " . ( 2 ) 2 . تقيه : صلح با معاويه ، بر اساس تقيه بود ، بديهى است كه تصميمات تقيه اى ، تصميمات تحميلى است . هنگامى كه يكى از افراد كنار امام ، به امام اعتراض كرد كه چرا با معاويه صلح كرده اى ، امام فرمودند : " پدرم مى گفت چه چيزى روشنائى بخش تر چشم از تقيه مى باشد تقيه سپر مؤمن است و اگر تقيه نمى بود هرگز خدا عبادت نمى شد خداوند متعال مى فرمايد : . . . مؤمنان
هامش
1 . ر . ك : بلاذرى ، انساب الأشراف ، ص 53 . 2 . تحف العقول ، ص 227 .