تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
جنگ و خون ريزى است و حتى آنگاه كه امام در ساباط مدائن در ضمن سخنرانى خود فرمود ما جنگ طلب نيستيم ( ما حق طلب هستيم ) بعضى از كوردلان در لشكر آن حضرت ، به خيمه ى امام حمله بردند و خنجرى بر ران امام زدند و در اين هنگام بعضى از ياران امام ، مسأله صلح خواهى معاويه را مطرح كردند . بلاذرى مىنويسد : ( 1 ) امام ( عليه السلام ) فرماندهى سپاه دوازده هزار نفرى را به عبيدالله بن عباس داد و از او خواست تا با قيس بن سعد بن عباده وسعد بن قيس همواره ، مشورت كند و فرمود اگر تو كشته شدى ، فرمانده لشكر ، قيس خواهد بود و اگر او كشته شد سعد بن قيس فرمانده باشد . متأسفانه عبيدالله بن عباس خود فروشى كرد و تسليم معاويه شد . اين عمل ، ضربه اى كارى بر پيكر سپاه امام مجتبى ( عليه السلام ) زد ، ولى خوشبختانه ، فرمانده دوم امام ( عليه السلام ) تسليم نشد و سخت مقاومت كرد . جنگ سختى ميان لشكر امام به فرماندهى قيس ، با لشكر معاويه درگرفت و از طرفين شمارى چند به خاك افتادند . حتى پس از ابلاغ خبر پذيرش صلح از سوى امام ( عليه السلام ) نيز قيس همچنان ، سرسختانه در برابر لشكر معاويه ، ايستادگى مى كرد و دوباره نبرد سختى ميان دو طرف بالا گرفت . معاويه بارها از در تطميع و خريدارى قيس دست به كار شد ، ولى موفق نگشت و اين بار پيغام داد كه تو براى چه كسى جنگ مى كنى ؟ - امام تو كه زخمدار شده و لشكر وى ، او را رها كرده اند ، قيس نامه اى به امام نوشت . امام ياران خود را مورد عتاب وخطاب قرار داد و سرزنش نمود و نظر ياران را به طرف صلح يافت . كاغذ سپيدى با مهر معاويه بدست امام رسيد كه هر شرطى را مورد نظر دارى بنويس ، اين مسأله ، همراهان امام را بيشتر به موضوع صلح ترغيب كرد . امام ( عليه السلام ) جريان را به قيس خبر داد . ( 2 ) برخى از مورخان ، عبيدالله بن عباس و پيوستن او را به معاويه متذكر نشده اند و
هامش
1 . ر . ك : بلاذرى ، انساب الأشراف ، ص 32 . 2 . اعثم كوفى ، الفتوح ، ص 764 .
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 481 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي