. . . " ديشب ، مردى از ميان ما رفت كه از ميان گذشتگان تاريخ ، كسى بر او سبقت نجست و
در آينده نيز ، كسى همتا و همسنگ وى نخواهد بود ) . ( خطبه اى كه در بخش تفسير
گذشت )
پس از آن ، امام به تمشيت امور سياسى - اجتماعى و نظامى پرداخت : كارگزاران را به
كار گمارد ، به اميران مأموريت لازم داد و لشكر را مرتب و مجهز نمود و حقوق حقوق
بگيران را تقسيم كرد . ( 1 )
هنگامى كه خبر شهادت على ( عليه السلام ) ، و روى كار آمدن امام مجتبى ( عليه السلام ) به معاويه گزارش
شد دو تن از جاسوسان خود را جهت خرابكارى و آگاهى از امور كوفه و اوضاع شخص
امام ( عليه السلام ) ، به سوى كوفه و بصره ، گسيل داشت كه هر دو توسط امام مجتبى ( عليه السلام ) شناسائى ، و
به قتل رسيدند . امام نامه اى به معاويه نوشت و به او اخطار نمود : اما بعد فانك دسست
الرجل ، وارصدت العيون ، كانك تحب اللقاء ، ولوترى العافية و ما او شك في ذالك
فتوقعه انشاء الله تعالى . ( 2 )
تو جاسوسانى فرستادى همانند آنست كه تو برخورد و ملاقات را دوست دارى و چه
نزديك است پس منتظر آن باش . انشاء الله
انتظار عمومى
انتظار عموم مردم بيعت كننده با امام مجتبى ( عليه السلام ) آن بود كه حساب معاويه را يكسره
كند و اين مسأله را عبد الله بن عباس پس از گذشت حدود دو ماه از خلافت امام
مجتبى ( عليه السلام ) طى نامه اى به آن حضرت گوشزد كرد . او در اين نامه نوشت :
" بسم الله الرحمن الرحيم ، اين نامه اى است كه عبد الله بن عباس به أمير المؤمنين
حسن بن على ( عليه السلام ) مىنويسد اما بعد : اى پسر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ! بدان كه مسلمانان با تو
بيعت كردند و به اطاعت تو راضى گشتند ، لكن در اين مورد كه شما حق خويش را طلب
هامش
1 . الفصول المهمة ، ابن صباغ ، ص 161 - 160 .
2 . الفصول المهمة ، ابن صباغ ، ص 161 - 160 .