تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
مقدم مهمان گرامى ذبح كرد و آنان را سير وسيراب ساخت در بازگشت از سفر حج وقتى آن پيرزن به مدينه آمد امام ( عليه السلام ) پول و گوسفندان متعدد و همچنين امام حسن تعداد گوسفند و پول وعبد الله بن جعفر چندين گوسفند همراه را به او پرداخت نمودند به حدى كه به صورت يك ثروتمند و بى نياز به چادر خود برگشت به حدى كه وضعيت او مورد حسد و غبطه هم چادرىهاى خويش قرار داشت . و همگى اين احسان و تشكر امام را مى ستودند . ( 1 ) 6 . خانه اى از انصار به قيمت 000 / 400 درهم خريدارى نمودند به اطلاع امام ( عليه السلام ) رسيد كه فروشندگان نياز شديد به پول آن دارند و فروش خانه از آن نظر بوده است كه از ذلت سوال از مردم نجات پيدا كنند امام ( عليه السلام ) خانه را همراه وجه آن به صاحبانشان برگرداند و به اين ترتيب شرف و جوانمردى آنان را تأمين نمود البته اين نوع كرامت و سخاء يكى از بهترين و والاترين مراتب جود و بخشش مىباشد . ( 2 ) 7 . كنيزى ، دسته گلى تقديم محضر امام ( عليه السلام ) نمود ، امام ( عليه السلام ) فرمودند : تو در راه خدا آزاد هستى انس او را در اين سخاوت بى نظير ملامت نمود امام ( عليه السلام ) در پاسخ فرمودند : خداوند متعال ما را اين چنين تأديب نموده است جائى كه مى فرمايد : " إذا حيتتم بتحية فحيوا بأحسن منها " ( 3 ) هنگامى مورد تحيت قرار گرفتيد پس با بهتر از آن تحيت انجام دهيد ، تحيت بهتر از تحيت او همان آزاد و رها ساختن او بود . ( 4 ) 8 . فردى به محضر امام ( عليه السلام ) آمد و اظهار نياز نمود امام ( عليه السلام ) فرمودند : سوال جز در چند مورد روا نيست ، قرض سنگين ، فقر شديد ، ديه يا غرامت ذمه . سوال كننده گفت : جهت يكى از آن سه مورد آمده ام . امام ( عليه السلام ) فرمودند 100 دينار به او پرداخت كردند اين شخص به سراغ امام حسين ( عليه السلام ) هم رفت او نيز 99 دينار به او پرداخت نمود ( و نخواست در برابر برادرش قرار گيرد ) او به سراغ عبد الله بن جعفر هم رفت او هفت دينار داد آن مرد داستان
هامش
1 . احياء العلوم ، غزال ج 3 ، ص 172 دائرة المعارف بستانى ج 7 ، ص 39 . 2 . حياة الحسن ( ع ) ج 1 ، ص 322 . 3 . سوره نساء آيه 86 . 4 . ابن شهر آشوب ، المناقب ج 2 ، ص 23 .