تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
بخشش حسنين را بازگو نمود عبد الله پاسخ داد واى بر تو آيا مرا در برابر آنان قرار مى دهى ؟ آيا نمى دانى آنان مركز و معدن علم و دانش و مال هستند ؟ البته تاريخ نويسان موارد فراوانى از جود و بخشش و كرم اين " كريم اهل بيت ( عليه السلام ) " را آورده اند كه ما محض اختصار به موارد فوق بسنده نموديم طالبان تفصيل مى توانند به حياة الامام الحسن ( عليه السلام ) ، قريشى ج 2 / عيون الأخبار الرضا ابن قتيبه ج 3 ، ص 140 به بعد / نور الأبصار ، شبلنجى ص 111 / خصال صدوق صفحات 130 مراجعه فرمايند . رباعى : نيك و بد خلق پيشت ار يكسانست * دانم كه تو را بهره‌اى از عرفانست از مدح و مذمت كسان فارغ باش * كين شيوه هزار درد را درمانست صاحب " روضات الجنان " مى افزايد : " روايت است از حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام ) از " جابر بن عبد الله انصارى " كه گروهى از مردم به نزد امام حسن ( عليه السلام ) آمدند و گفتند كه : ما از تو استدعاى بعضى از خوارق عادات و كرامات را داريم چون از پدرت مشاهده كرده ايم از تو نيز مى خواهيم كه ببينيم . حضرت امام حسن ( عليه السلام ) فرمود : شما بدان ايمان داريد ؟ گفتند : بلى همه ايمان داريم كه تو حجت خدائى همچنان كه پدرت پيشوا و حجت خدا بود . امام فرمود : شما پدرم را مىشناسيد ؟ گفتند : آرى . ما به صحبت وى بسيار مشرف گشته ايم . حضرت امام حسن ( عليه السلام ) آنجا نشسته بود پرده اى كه بر در خانه ديگر زده بودند ، گوشهء آن را برگرفت و گفت : بنگريد ، آن جماعت چون نگريستند ، حضرت أمير المؤمنين على ( عليه السلام ) را ديدند و گفتند : " والله هذا أمير المؤمنين " پس همه گفتند : گواهى مى دهيم كه تو فرزند رسول خدائى و بر خلق پدرت ، حجت حقى " . ( 1 ) البته كرامات و خرق عادات پيشوايان خيلى بيشتر از آنست كه در عقول و افكار ناقص ما به گنجد از اين رو از نقل و بازگوئى آنها خوددارى مى كنيم .
هامش
1 . روضات الجنان ، روضهء هشتم ، ص 422 - 427 .