تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اسلام نمود در پيشگفتار كتاب شريف " منية المريد " كه در آداب تعليم و تربيت طلاب و دانشجويان علوم به رشتهء تحرير در آورده است حديثى را از ساحت قدس فاطمه اطهر ( عليه السلام ) نقل كرده است كه نشانگر مقام روحى آن بزرگ بانو مى باشد . " زنى حضور فاطمه زهرا ( عليه السلام ) رسيد رسيد و عرض كرد : مادرى دارم كه عليل وضعيف المزاج است و درباره نماز با اشكالاتى مواجه مىشود . مرا نزد شما فرستاد تا پرسش‌هاى او را با شما مطرح سازم . فاطمه زهرا " س " به پرسش اين زن پاسخ داد ولى اين زن پرسش ديگرى را مطرح ساخت و آن حضرت پاسخ آن را بيان فرمود و همينگونه پرسشهاى متعددى را با آن حضرت در ميان گذاشت كه سرانجام به ده سؤال رسيد و فاطمه زهرا " س " به تمام اين سئوالات ، جوابهاى لازم را ايراد فرمود . اين زن به علت تعدد پرسشهاى خويش احساس شرمندگى مى نمود و از بازگو كردن سئوالات بيشتر خجالت مى كشيد . به همين جهت عرض كرد ، بيش از اين مزاحم نمى شوم فاطمه زهراى عزيز فرمود ، هر سئوالى كه به نظر تو مى آيد بگو و از بازگو كردن آن شرمگين مباش ( آن حضرت براى آنكه اين زن را به طرح سئوالاتش ترغيب و تشويق فرمايد از او پرسيد ) اگر كسى در مدت يك روز بار گران وسنگينى را به دوش كشد و آن را به بالاى بام خانه و ساختمانى حمل كند و در برابر آن حق الزحمه اى معادل هزار دينار دريافت نمايد آيا با داشتن چنان مزد و پاداش فراوانى تحمل رنج و زحمت و حمل بار گران بر او ناگوار و غير قابل تحمل است ؟ عرض كرد ، نه فاطمه زهرا " س " فرمود : من هم مزدورى مى كنم و خويشتن را اجير و مزدور خدا قرار داده ام ، مزد و اجرت من در ازاء پاسخ به هر سئوالى فزونتر از مجموع مرواريدى است كه ميان آسمان و زمين را پر مىكند پس من شايسته و سزاوارتر از اين بار بر مزدور هستم تا در برابر پاسخ به پرسش‌هاى تو ، احساس رنج و زحمت ننمايم . از پدرم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) شنيدم كه مى فرمود : " دانشمندانى كه پيرو مكتب ما هستند آنگاه كه در روز قيامت به پا مىخيزند ، آنچنان محشور مى گردند كه به ميزان علوم و دانشها و به مقدار مساعى و كوششهايشان در ارشاد مردم به لباس كرامت و پوشش شكوهمند آراسته گردند . بدين صورت كه بر قامت هريك از اين دانشمندان ، هزار حله و پوشاك درخشان ، پوشانده مىشود . سپس از جانب پروردگارمان ، ندا و فريادى به گوش
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 345 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي