تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
گرديده است نه براى اشخاص ويژه و معين . آرى ، اين جمله اى است عميق و دقيق كه اگر هر زن و مرد مسلمانى آن را به درستى درك كند و در زندگى به كار گيرد ، به سعادت و رستگارى مى رسد . اما تنها يك نفر فاطمه ( عليه السلام ) مىشود كه تمام اعماق و ابعاد چنين كلام بزرگى را درك كند و آن را با تمام وجود و در همهء ابعادش به كار بندد و فاطمه شود . همين جمله بود كه سراسر افكار و عواطف و انديشه ها و اعمال زهراى اطهر را فرا گرفت و او را نمونه و مثال پدر بزرگوارش ساخت . نمونه اى كه خود مى بايست سرمشق تمامى زنان جهان و اصولا زنان تاريخ بشريت قرار گيرد . اكنون به بيان فرازهايى از اين خود سازىهاى فاطمه در پرتو اين ارشادها و راهنمايىهاى پيغمبرانه مى پردازيم . 1 . خداشناسى معرفت " الله " يا به عبارت ديگر خداشناسى ، نخستين مرحلهء سازندگى بشر را تشكيل مىدهد . چرا كه نهاد اصلى و عصاره ء فضائل و كمالات بشرى به عرفان و معرفت مبدأ منتهى مى گردد . شناخت خدا ، هستهء اوليه و مركز فعاليت‌هاى بشرى است . مادامى كه اصل خداشناسى در برنامهء زندگى بشر وجود نداشته باشد ، ديگر اعمال و تراوشات فكرى و عملى او ، از ميزان صحيح و تعادل اصولى و اساسى برخوردار نخواهد بود . زهراى اطهر در خداشناسى كم نظير بود . آثار ومأثر خداشناسى او ، در تمام اعمال و افعال و افكارش نمودار و جلوه گر بود . او روز و شب خود را در تكامل نفسى و شناخت خدا ، صرف مى كرد و هر لحظه در اين وادى گام‌هاى تازه ترى بر مى داشت شراره‌هاى اين معرفت اركان وجود او را فرا گرفته بود و سراسر وجود او در تاب و تب اين معرفت مى سوخت . فرزند دلبندش امام حسن ( عليه السلام ) در باره ء اين ويژگى درخشان مادر بزرگوارش نقل مى فرمايد : " مادرم شب ها تا صبح مشغول عبادت خدا بود ، و بر اثر تكامل روحى و معنوى كه يافته بود ، به هنگام راز و نياز با خدا ، در دعاهايش اغلب همسايگان را بر خود مقدم مى شمرد و مى فرمود : " الجار ثم الدار " [ يعنى نخست همسايه و بعد خانهء خودم ] ملاحظه مىشود كه اين