تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
مى خواستند اموالى را كه تيول آنها شده بود و از طرف دستگاه حكومت گذشته در اختيار جمعى از نور چشمى ها ومتملقين وچاپلوسان قرار داشت ، همچنان در تملك آنان باقى بماند . امام در پاسخ آنان فرمود : " حق كهن را هيچ عاقلى نمى تواند باطل يا ناديده انگارد ، به خدا قسم اگر آن اموال ، مهريه زنان هم قرار گرفته باشد يا بوسيله آن اموال ، كنيزكان خريدارى گردد ، بازهم آنهارا به بيت المال باز پس خواهم گرداند . چون در عدالت ودادگسترى آنچنان گشايش ووسعتى است كه مىتواند خواسته هاى عمومى را بر طرف و تأمين سازد ، وجامعه اى كه شايستگى اجراى عدالت را ندارد ، در تنگناى ظلم وجور و بى عدالتى قرار مى گيرد " . پس از پيروزى ظاهرى امام ( عليه السلام ) ، جمعى از دوستان خيرانديش او به حضورش آمدند و با نهايت خلوص و خير خواهى تقاضا كردند كه به خاطلر مصالح مهمتر ، انعطافى در سياست خود پيش گيرد وپيشنهاد كردند براى اينكه امام خودرا از درد سر هوچى ها ، راحت كند ، رعايت حال برخى از متنفذين وشخصيت‌هاى صدر اسلام را بنمايد . استدلال آنها بر اين اساس بود كه معاويه ايالت زرخيز و پر در آمدى مانند سوريه را در اختيار دارد ، چه مانعى دارد كه فعلا به خاطر مصلحت مهمتر ، موضوع مساوات وبرنامهء برابرى را مسكوت بگذارى ؟ امام ( عليه السلام ) در پاسخ آنان فرمود : " شما از من مى خواهيد كه پيروزى را به قيمت تبعيض و ستم به دست آورم ؟ از من مى خواهيد كه عدالت را به پاى سياست وسيادت فدا كنم ؟ نه ، به خدا قسم تا دنيا ، دنيا است ، چنين نخواهم كرد و به گرد چنين كارى نخواهم گشت من وتبعيض ؟ . . . هرگز چنين كارى شدنى نيست . من وپايمال كردن عدالت ومساوات ؟ نه ، هرگز چنين چيزى ممكن نيست . اگر همهء اموالى كه به عنوان حكومت در اختيار من هست ، مال شخصى ومحصول دسترنج خودم بود و مى خواستم ميان مردم تقسيم كنم ، هرگز تبعيض روا نمى داشتم تا چه رسد به اينكه مال ، مال خدا ومربوط به بيت المال است و من امانت دار خدايم " .