تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
على ( عليه السلام ) از امتيازات طبقاتى ، وعدم تساوى در برابر قانون ، و رعايت جانب اشراف ، بيزار بود ، وقتى شنيد كه " عثمان بن حنيف " ، والى او در بصره ، به مهمانى يكى از اشراف شهر رفته است به پسر حنيف چنين نوشت : " شنيده ام به مجلسى پا نهاده اى كه در آن توانگران خوانده بودند وناتوانان رانده . به هنگام پذيرائى غذاهاى رنگارنگ براى تو مى آورده اند وظرفهاى گوناگون نزد تو مى چيده اند . اگر مى خواهى با من كار كنى ، دست از اين كارها بكش و گرنه استعفاء بده " .

نمونه اى از عدالت ودادگسترى على ( عليه السلام )

نياز انسان ، به عنوان يك فرد انسان ، تنها در آب ونان وجامه ومسكن خلاصه نمى شود ، بلكه علاوه بر آنها احتياجات ونيازهاى روحى و فكرى وخواسته هاى معنوى هم دارد كه تأمين آنها مهمتر از آب ونان ومسكن است . كه يكى از آنها تعميم عدالت اجتماعى و رفع تبعيض وبرچيدن آثار تفاوتها و دو گانگى ها در اجتماع است . چون عدالت و رعايت قسط و داد است ، كه مىتواند تعادل اجتماع را حفظ كند ، و آن را از سقوط نجات دهد ، و رضايت همگانى را فراهم سازد و به پيكر اجتماع سلامت وشادابى بخشد . ظلم وجور وستمگرى وتبعيض ، قادر نيست حتى روح خود آن ستمگر متعدى را نيز راضى و آرام وخوشحال سازد ، تا چه رسد به ستمديدگان و حق باختگان . وجود على ( عليه السلام ) ، نمونهء بارز عدل و داد وميزان شاخص دادگسترى ودادخواهى بود . زندگى شصت و سه ساله على ( عليه السلام ) ، در همين كلمه خلاصه مى گردد . عدالت در او يك مذهب بود و روش ، نه امرى اكتسابى وگذرا ، فرد نكته سنج وباهوشى ، از على ( عليه السلام ) پرسيد : " آيا عدالت شريف تر و بهتر و بالاتر است يا جود وبخشندگى ؟ " على ( عليه السلام ) در پاسخ فرمودند : " عدل و داد ، جريانها را در مسير طبيعى خود قرار مىدهد . ولى جود وبخشش ، آنهارا از مجراى طبيعى وواقعى خود خارج مى سازد . عدالت ، استحقاقهاى طبيعى وواقعى را در مد نظر قرار مىدهد ، به هركس طبق لياقت واستعداد و شايستگى اش مىدهد ، اما بخشش ، جريان عادى وطبيعى را برهم مى زند " . پس از پيروزى و روى كار آمدن على ( عليه السلام ) ، عده اى از زباله ها وتفاله هاى رژيم سابق
چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 184 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي