تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
آزادى از زنجير اسارت جهل و بى خبرى كه سرچشمه جسارت خودكامگان و توانايى آنها بر ادامه ظلمها و ستمهاست . آزادى از زنجير هوى و هوس و حرص و آز و شهوت و كبر و غرور و نخوت و ساير رذايل اخلاقى كه بدتر از هر زنجير اسارت ديگريست و مبارزه در راه آن منطق اسلام جهاد اكبر شناخته شده است . مخصوصا در خطبه ها ، نامه ها و كلمات قصار همه جا روى مسأله جهاد با نفس آنچنان تأكيد شده كه در كمتر موضوعى اين چنين تأكيد شده است و بر خلاف آنچه بعضى مى پندارد اين گونه خطبه ها و كلمات تنها يك بحث اخلاقى را تعقيب نمى كند بلكه مستقيما با موضع‌گيرىهاى اجتماعى در برخورد با مسائل سروكار دارد ، چرا كه مى بينم انگيزه بسيارى از شكستها ، عقب گردها ، توطئه ها و نابسامانيها و هرج و مرجهاى اجتماعى همان نقطه ضعفهاى اخلاقى ، همچون خود محورى ، حسادت ، خودخواهى ، انحصار طلبى ، كبر و غرور ، خودبينى و خودپسندى است . 4 . نهج البلاغه منادى عدالت اجتماعى در دنيايى كه ظلم و جور و تبعيض و بى عدالتى همه جا را گرفته باشد و ظالمان مكيدن خون مظلومان را براى خود افتخار بشمرند هر نغمهء عدالت خواهى برخيزد گيرا و جذاب و اميد انگيز است تا چه رسد به اينكه طرحى همه جانبه در زمينه عدل و داد در همه ابعادش ارائه شود . درخشندگى نهج البلاغه نيز يك دليلش همين است كه همه جا منادى عدالت و حمايت از مظلومان و ستمديدگان و پيكار آشتى ناپذير با ظالمان و ستمگران است . نام پر افتخار على ( عليه السلام ) همه جا ياد آورنده اصول عدالت و دادگرى است و نام بر ابهت نهج البلاغه تنظيم خطوط آن را در خاطره ها مجسم مىكند ، چرا كه خطبه ها نامه ها و كلمات قصار به هر مناسبت سخن از حمايت از مظلومان و پيكار با ستم پيشگان به ميان آمده است . بنابر اين جاى تعجب نيست كه در محيط پر ظلم و فساد دنياى كنونى نهج البلاغه مرام نامه وآئين نامه مستضعفان را تشكيل دهد و آنان همواره چون تشنگان گرد اين